اعتبار افزود مردم راز گرد راه شاه * آبرو شد بر رخ هر كس كه بنشست اين غبار : 555
مىرود بالا دعا و فيض نازل مىشود * كارگاهى گشته گردون بسته بر وى پود و تار : 555
ز خوبان عرصهء آن تازه گلزار * گلستانى پر از گلهاى بى خار : 671
توشهاى نيست درين راه از اينجا بردار * زادراه تو دل تست ز دنيا بردار :
عمارت بر سر اين باغ و گلزار * به رنگ عرش از كرسى نمودار : 703
به پا تا سحرگه به گرد حصار * ستاده چو مژگان شب زندهدار : 478
بسى بر سر خلق پايندهدار * به توفيق طاعت دلش زندهدار : 744
به رنگ شاهدان شوخ پركار * كه بنمايد ز پشت بام ديدار : 703
فضاى فلك بود كوه از غبار * درو مهر ، در سنگ خارا شرار : 471
نبود از هجوم سپاه و سوار * ره آنكه از سنگ خيزد شرار : 470
به افشاندن آن شاه والاتبار * نمايد تهى سنگ را از شرار : 474
در آن روز ، هم مركب و هم سوار * در آن نهان بود همچون شرار : 470
گيرد اگر زير لوايش قرار * سايه ز خورشيد نجويد فرار : 8
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 807
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٨٠٧