تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
كه از بيم پيكان خارا گذار * كند چو گراز از نيستان فرار : 468 چو بيننده ديدى به برج حصار * نمودى به چشم اندران كارزار : 479 نديدى ز بس لشكر بىشمار * صدا ، جاى برگشتن از كوهسار : 471 ز بانگ تفك گشت حشر آشكار * شد از خواب بيدار ، چشم حصار : 479 چه مطلب بگو نيستش بر كنار * كه واكرده آغوش در انتظار : 649 چو فانوسى كه شمعش بخشد انوار * برون و اندرون او طلاكار : 703 چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار : 653 ، 735 نباشد بسكه او را تاب ديدار * طپشهاى دلش برد است از كار : 703 تو گفتى كه نيرنگى روزگار * شبى با چراغان نمود آشكار : 472 نى غلط زين مژده فصل رفتهء گل بازگشت * تا بگيرد بو ز گرد راه شاه كامكار : 555 فروغ شمع سطح آب گلزار * كشيده گردهم چون هاله پرگار : 705 يك گل خودروست ز باغش بهار * يك ورق از دفتر او روزگار : 451 ز خاكش برد آبرو نوبهار * ازو خاك چون دست شاهد نگار : 648
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 808 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق