تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 812

مساهمون:

ص٨١٢
به وصف تو اى آسمان منير * شنيدم كه مىگفت بر ناوپير : 447 چه گويم از آن خسرو شيرگير * كه باشد برش شير ، روباه پير : 474 صف هندوان و سپاه دلير * چو دود و چو آتش ز بالا و زير : 479 نموده ابر را زانگونه تصوير * كه سازد تشنه را نظّاره‌اش سير : 703 گرازى كه گر ديديش نرّه‌شير * ز ديدار او گشتى از جنگ سير : 468 كم كسى ديده از صغير و كبير * بيشه‌اى را كه رم كند از شير : 680
« ز »
علمها چو خوبان چين و طراز * ز پرچم بغل كرده بر فتح باز : 470 تذور سرخ رنگش گاه پرواز * كند بر رنگ روى دلبران ناز : 702 نخواهد خاك تا گردد چمن سبز * كه گردد در هوا همچون سخن سبز : 701 تماشا از آن لشكر دلفروز * چراغان شب ديده در عين روز : 472 ز افلاك بگذشتى از عرش نيز * ندارد گذشت ترا هيچ چيز : 647 ور از كف بيندازدش در ستيز * شود بسته بر خصم ، راه گريز : 475
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 812 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق