تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 805

مساهمون:

ص٨٠٥
ز رفعت شد از آسمانها بلند * چو موجى كه گردد ز دريا بلند : 647 لواى علمهاى مشكين پرند * چو دودى كه گردد ز آتش بلند : 472 اهل زمانه كى پى يارى قدم زنند * گردد جهان فشرده گر از مهر دم زنند : 397 چون سنگ و آهن آتش سوزان ثمر دهد * زين بوسهء نفاق كه بر روى هم زنند : 397 تا نميرد يكى به ناكامى * ديگرى شادكام ننشيند : 650 چنان از جوش لشكر قحط جا بود * كه نعش سايه بر دوش هوا بود : 365 اگر قلعه ور ز آنكه كهسار بود * بر نعره‌اش سيل و ديوار بود : 462 اگر نوجوان و اگر پير بود * ازو تا عدم يكسر تير بود : 479 نه آن لشكر و نيزه و تير بود * جهان نيستانى پر از شير بود : 469 سر تيغ كوهش بر ميغ بود * برو كهكشان جوهر تيغ بود : 456 تصور نمايد چو بيند فرود * كه شد پايش از ايستادن كبود : 647 چنان سوى هندويش آهنگ بود * كه با سايهء خويش در جنگ بود : 479 فرازش كه روى گذرگاه بود * زمان را ازو رشته كوتاه بود : 458