اگر بيگانه ور از بندگان خاص او باشد * مبادا در جهان هركس كه بى اخلاص او باشد : 743
خفظش اگر عود بر آتش نهد * دور چو زنجير [ گ 4 ب ] زهم نگسلد : 8
سپهر پير را سرمايهء عشرت مهيّا شد * سليمان جهان را ديو با خاتم به دست آمد : 491
به فرمان نگه شد عشوهء سبزان گندم گون * عنان شوخى آن رهزن آدم به دست آمد : 491
كسى را شاهد فتحى بدينسان كم به دست آمد * كه ملك قندهار و دولت خرم به دست آمد : 491
ز شادى همچو رنگ ميكشان در پوست مىرقصم * كه جام بى خمارم از دل بى غم به دست آمد : 491
شكايت نيست كس را بعد ازين از گردش گردون * كه از بس عام شد شادى ، دل عالم به دست آمد : 491
گل عيشى ، « وحيد » آخر ز باغ خرمى چيدم * فراوان شد ز بس اين جنس ما را هم به دست آمد : 492
چو زلف شاهدان هند ار نمودى سركشى گاهى * به حمد اللّه سر آن طرّهء درهم به دست آمد : 491
چو گل كز لب جوى سر بركشد * ز جيب شفق آفتابى دمد : 456
بلى گرد هم مثلى از خود فشاند * كه بهر مثالش دگر جا نماند : 648
الهى در جهان چندان بماند * كه بر خاك فلك تكبير خواند : 18
دامن خود را به رنگ دام ماهى زاهدان * جمع از دنيا براى صيد مردم كردهاند : 237
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 804
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٨٠٤