خيل اردك بر آسمان بىحد * چون سطور كتابه بر گنبد : 680
اگر خارش كف پا را بخارد * از اين رو در زمان گل سربر آرد : 701
هر درخت آتشى به پا دارد * آرزو گر پزيم جا دارد : 547
تير از صيد جستهء تو نمازيست * باد بر گل چنين گذار ندارد : 680
ز فردوس برين ديباچه دارد * كمند وحدت از دريا ، چه دارد : 702
ببيند چشم هركس بر گمارد * كه با عشّاق در خاطر چه دارد : 704
به تن گاو را استخوان گشت خرد * ز روزى كه او بر زمين پافشرد : 647
گليم بخت كسى را كه بافتند سياه * به آب زمزم و كوثر سفيد نتوان كرد : 724
فرس را تند از مهميز مىكرد * به خارى كوه آتش تيز مىكرد : 275
شدى نه فلك گردبادى ز گرد * شكستى اگر رنگ بر روى مرد : 471
از و بايد كه منت در پذيرد * كه عكسش هر طرف افتد به گيرد : 702
خيابان او همچو عمر ابد * محالست هرگز به آخر رسد : 648
الهى تا ز صورت نام باشد * شراب بى غشش در جام باشد : 704
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 803
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٨٠٣