تن شاه بايد كه باشد درست * من و جمله را گر شود پاى سست : 275
تن شاه بايد كه باشد درست * من و جمله را گر شود پاى سست : 465
منافق را در اينجا سينه ، ريشست * كه عاجز از شكست عهد خويشست : 701
دل خلق جهانش در سراغست * فلك را چشم و گيتى را چراغست : 684
ز مشرق تا به مغرب گر امامست * على و آل او ما را تمامست : 82
چو مغز پسته خاكش سبزفام است * خمير سبزه گرديدن تمامست : 701
ز موج هوا لالهء مىپرست * تو گويى كه شمعيست در دست مست : 456
ره بينش اينجا ز حيرت گمست * كه خورشيد خشت سر اين خمست : 457
كمانى به بازو و تيرى بدست * شتابان بهر سوى چون شير مست : 468
بلى صدق حرفم ازين روشنست * كه بار جهانيش بر گردنست : 649
ز عكس چرخ در آبش عيانست * كه در پيش وى از افتاد گانست : 703
چه گويم رفعت او را چه سانست * كه خاكش را شكوه آسمانست : 703
در اينجا سبزه رشك چرخ مينوست * كه اين مخمل زياد از اطلس اوست : 701
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 800
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٨٠٠