قضيهء محمّد بيگ و تفويض منصب جليل القدر « 1 » وزارت اعظم به نوّاب مستطاب ميرزا محمّد « 2 » مهدى صدر ممالك محروسه « 3 »
به فحواى « اذا جاء القضا عمى البصر » محمّد بيگ اعتماد الدوله كه به مزيد قرب و منزلت از اكفا و اقران امتياز تمام يافته بود مرتكب بعضى امور كه نه بر وفق رضاى اعليحضرت ظلّ رحمن « 4 » و مصلحت دولت ابد توأمان باشد مىگرديد و صاحبقران قدر توأمان بنابر مروت جبلى ، عفو و صفح شعار و دثار خود ساخته در صدد باز خواست و مؤاخذه درنمىآمدند و مىخواستند كه با شعارى كه نزد ارباب تفطّن حكم تصريح « 5 » دارد از آن امور متقاعد گردد و چون غبار غفلت ، ديدهء دريافت او را بسته و رشتهء اعتبارش به كشاكش جهل « 6 » مركب از هم گسسته بود ، اشعارات لطيفه كه حكم ترياق اكبر دارد سودمند نيامد و چون نظام امور واجب و خوض در آن از سلاطين عدالت [ گ 289 آ ] آيين مناسب است بالاخره او را از اين امر جليل الشأن معزول فرموده مقرر داشتند كه در دار المؤمنين قم به دعاى دوام دولت ابد مدت قيام نمايد و جميع اموال و اسباب و دواب « 7 » و ما يعرفى كه داشت - من حيث لا يشبه « 8 » شى « 9 » منها ، - به مشاراليه تفويض يافت .
وقايع متنوعه
چون پيوسته مطمح نظر خجسته اثر معماران بناى رفيع الشأن منيع « 10 » الاركان سلطنت و مستحفظان كاخ آسمان بنيان خلافت ، آن « 11 » مىباشد كه اگر به سببى از اسباب ، بعضى از اشباح و تماثيل اين قصر فلك قرين انجم تزيين ، محو گردد « 12 » و به پرواز خامه موى طبع دقيق تجديد آن مثال و جبران « 13 » حال نمايند و چون به سبب
هامش
( 1 ) . مر : - « منصب جليل القدر » .
( 2 ) . مر : - « محمّد » .
( 3 ) . م : قضيهء عزل محمّد بيگ اعتماد الدوله از منصب جليل القدر وزارت و تفويض منصب به نوّاب ميرزا محمّد مهدى صدر الممالك محروسه .
( 4 ) . م : الهى .
( 5 ) . ل ، م : صريح .
( 6 ) . م : چهل .
( 7 ) . م : - « و دواب » .
( 8 ) . ده ، مر : لايشد .
( 9 ) . م : - « شى » .
( 10 ) . مر : منبع .
( 11 ) . م : - « خلافت آن » .
( 12 ) . ل : كرد .
( 13 ) . مر : خبر آن .