مسكن قلندر سلطان چوله تفنگچى آقاسى « 1 » گشته ، « 2 » چند روز منزل مومى اليه را منور گردانيدند و چون سرانجام شكار جرگه شده بود به دولت و اقبال با چند نفر از امرا و مخصوصان متوجه شكار گشته مقرر داشتند كه ريواس « 3 » و عيسى نيز ملتزم ركاب اقبال باشند و در آن روز خود به نفس نفيس كمانداريهاى نمايان كه صداى احسنت و آفرين كوه را به خروش « 4 » آورده نمودند و امر فرمودند كه ريواس نيز كماندارى نمايد و چون مشاراليه به مساعدت بخت [ گ 288 ب ] كماندارى بى خطا نمود تفنگ « 5 » مذهّب خاصّهء كه اعليحضرت ظلّ رحمن « 6 » بدان كماندارى كرده بودند « 7 » به انعام مشاراليه مقرر شد و بعد از انقضاى آن جشن متوجه گندمان گرديدند .
شرح شكار گندمان
قبل از ورود قريهء گندمان فرمان و الا نفاذ يافته بود كه يك كومه به جهت صيد كلنگ در گندمان و ديگرى در حوالى ده چشمه من اعمال مزوج گرم نمايند و بعد از ورود به دستور با خواص و بندگان « 8 » با ريواس متوجه كومهء گندمان گشته ، و كلنگ بسيارى صيد فرمودند و بعد از چند روز توقف در گندمان و آراستن مجلس نشاط و كشيدن ساغر شادمانى و انبساط با پردگيان عصمت به قورق متوجه شكارگاههاى رار و مزوج « 9 » گشتند و در هر منزل داد عيش و شكار و كشيدن ساغرهاى سرشار مىدادند و بدين آيين استيفاى حظّ از شكار قهال و كشيدن كومه نموده از راه كتل رخ متوجه محال لنجان دار السلطنهء اصفهان گشتند و در آن حدود از شكار تذرو و كشيدن كومه مرغابى استيفاى حظوظ وافى نموده به سعادت و اقبال ، دار السلطنهء اصفهان را پيرايهء « 10 » زيب و زينت بخشيدند .
هامش
( 1 ) . ده ، مر : + و توپچى باشى است .
( 2 ) . م : + بود .
( 3 ) . مر : ريوار .
( 4 ) . ده ، مر : + و افغان .
( 5 ) . م : تفك .
( 6 ) . م : - « ظلّ رحمن » .
( 7 ) . م : نموده بود . مر : كرده بود .
( 8 ) . فقط در ده و مر .
( 9 ) . م : - رار .
( 10 ) . مر : - « پيرايه » .