تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
آورده و در حين ورود دار السلطنهء اصفهان نجفقلى بيگ ايشيك آقاسى « 1 » سركار « 2 » خاصّهء شريفه برادر مهدى قلى خان شاملو ايشيك آقاسى « 3 » حاكم رى با وزير و بعضى از عمال و اعيان اصفهان و بندگان آستان خلافت توأمان حسب الفرمان اعليحضرت ظلّ رحمن استقبال نموده ، مومى اليه را داخل شهر نمودند و طهمورث خان و اميلاخور از گرد راه به تقبيل سدهء « 4 » و الا « 5 » و آستان معلى « 6 » سرافراز گشته به منازلى كه جهت ايشان معيّن و مفروش گرديده بود روانه گرديدند و در همان شب آفتاب عنايت و التفات ظلّ رحمن كه چون خورشيد درخشان مربى جهان است بى گمان بر ساحت احوال طهمورث خان تافته به قدوم پرنور لازم السرور ، منزل اور را رشك بيت الشرف خورشيد گردانيدند و تا عصر روز ديگر مشغول عيش و نشاط و عشرت و انبساط بوده ، به يمن انفاس اعجاز اساس احياى او فرمودند و اخراجات مشاراليه و تبعه و لحقه را از مأكول و مشروب و ساير ما يحتاج كه هر روز مبلغ خطير مىشد از سركار خاصّهء شريفه مقرّر داشتند و پيوسته مشاراليه را به مجلس ارم تزيين طلب داشته « 7 » به انعامات بيكران و احسانات بىپايان سرافراز مىفرمودند [ گ 290 ب ] و طهمورث خان از يمن « 8 » عنايات شامله ، هردم « 9 » حيات تازه دربر كرده و پروانه‌وار بر گرد شمع التفات « 10 » اعليحضرت ظلّ رحمن مىگرديد . نظم « 11 »
يافت جان تازهء هردم از آن قول فصيح * شد پرستارش كه از وى ديد اعجاز مسيح
و چون اوان جشن غريب و هنگامهء عجيب سپند « 12 » دار السلطنهء اصفهان نزديك رسيده و صبح تماشاى اين [ جشن ؟ ] دلكش از افق رسيدن وقت [ آن ؟ ] خنديده بود ، آراستن آن بزم ارم « 13 » نگار و باغبانى آن حديقهء غريب الازهار « 14 » به عهدهء اهتمام
هامش
( 1 ) . ده : + باشى . ( 2 ) . مر : - « سركار » . ( 3 ) . ده : + باشى . ( 4 ) . اساس ، ل : سدره . ( 5 ) . م : - « و الا » . ( 6 ) . ل : معلا . ( 7 ) . م : + سرافراز مىفرمودند . و طهمورث خان . . . ( 8 ) . م : در آن . ( 9 ) . ده : + پيرايهء . ( 10 ) . ل : القاب . ( 11 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، م ، مج : - « نظم » . ( 12 ) . اساس ، ل ، م : - « سپند » . ( 13 ) . مر : - « ارم » . ( 14 ) . م : الاذهار .