تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦

شرح « 1 » وفات الكسندر خان والى باشى آچوق و به دست آمدن طهمورث خان و بعضى وقايع كه به سبب فوت او روى نمود « 2 »

چون « 3 » از احوال الكسندر خان « 4 » والى باشى آچوق به تقريبات ، زبان زد خامهء « 5 » وقايع نگار شده مشاراليه بعد از استقلال ، قبل از آنكه از عروس دولت تمتع يابد ، متقاضى اجل « 6 » مطالبهء دين واجب الاداى « 7 » حيات « 8 » او كرد و « 9 » بدرود « 10 » جهان گذران نمود و ولد او به جاى والد متقلد امر حكومت آنجا گشته در اين اثنا طهمورث خان كه به خيال استمداد نزد والى اروس رفته بود مراجعت نموده وارد الكاى باشى آچوق شد و در يكى از قلاع آن ولايت مسكن ساخت . بعد از اندكى زمانى صبيهء طهمورث خان را كه در حبالهء الكسندر خان « 11 » بود و كمال اختيار داشت ، داعيهء سلطنت از خاطر سربرزده با جمعى مواضعه نمود كه مشاراليه را ضايع ساخته ، گرگين را كه از وارثان ملك است بر جاى او نصب نمايند و مومى اليه را به تقريبى به منزل خود طلب داشته ، مردم ديدهء جهان بين او را از حليهء بينايى عارى گردانيد و گرگين را بر جاى او نصب نموده ، در عقد ازدواج او درآمد . مردم باشى آچوق را از اين معنى نفرت « 12 » كلى از وى حاصل گشته بعضى از تاوادان و ازناوران آنجا نزد والى داديان « 13 » رفته ، بعضى به سلطنت پناه شاهنواز خان متوسل گرديدند و واليان طرفين باشى آچوق با لشكرهاى آراسته از دو جانب متوجه باشى آچوق گشته در مقام جدال و قتال « 14 » مىبودند . بالأخره جهت دفع نواير فتنه و فساد آن بلاد الكاى باشى آچوق را فيما بين يكديگر قسمت نمودند « 15 » و والى داديان صبيهء طهمورث خان را بدست آورده مراجعت مىنمايد و شاهنواز خان نيز طهمورث خان را از قلعه بيرون آورده روانهء كارتيل مىگردد .
هامش
( 1 ) . م : - « شرح » . ( 2 ) . مر : شرح الكسندر خان و به دست آمدن طهمورث خان . ( 3 ) . ده ، مر : + بندى . ( 4 ) . مر : الكندر خان . ده : الكساندر خان . ( 5 ) . م : « خامه » تكرار شده است . ( 6 ) . اساس ، ل : - « اجل » . ( 7 ) . م : الادى . ( 8 ) . ده : جناب . ( 9 ) . م : گردد و . مر : گرديده . ده : كرده ( 10 ) . مر : + حيات . ( 11 ) . مر : الكندر خان ( 12 ) . ده : تقرب . ( 13 ) . م : - « داديان » . ( 14 ) . مر : قتال و جدال . ( 15 ) . ده ، مر : نموده