تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧

شرح « 1 » شكار گندمان و شكار جرگهء « 2 » حوض ماهى

چون مدت توقف دار السلطنه اصفهان متمادى شد و اوان شكار « 3 » گندمان مستدعى قدوم سعادت لزوم اعليحضرت ظلّ اللّه « 4 » بود خاطر و الا و طبع معلى متوجه حركت گرديده [ گ 288 آ ] مقرر فرمودند كه قلندر سلطان تفنگچى آقاسى و توپچى باشى ، شكاريان حوض ماهى « 5 » را به طريق جرگه در حيّز احاطه درآورد كه رايات نصرت آيات چون روانهء گندمان مىگردد ، در اثناى راه از سير و شكار جرگهء آنجا نيز استلذاذ حاصل شود و در حينى كه رايات فيروزى آيات وارد باغ ملك كه از متنزهات قراى « 6 » دار السلطنهء اصفهان و در اثناى راه واقع است گرديده شاهنواز خان كيفيت قضيهء باشى آچوق و طهمورث خان را عرضه داشت نموده ، مصحوب ريواس بيگ « 7 » برادر زال ارسطاو و عيسى برادر زادهء او به درگاه جهان پناه فرستاده در منزل مزبور وارد شده و به شرف پايبوس سرافرازى يافتند . چون اعليحضرت ظلّ اللّهى « 8 » ، معدن مروت و كان سخاوتند ، افعال و اعمال طهمورث خان را ناكرده انگاشته محمّد بيگ ولد ملك اتا بيگ يوزباشى غلامان خاصّهء شريفه را به مهماندارى تعيين فرمودند « 9 » و مبلغى به جهت اخراجات او كه تعدّى « 10 » بر رعايا واقع نشود ، مصحوب محمّد بيگ مزبور ارسال يافت و در همين منزل چند روز مزاج وهاج از منهج اعتدال انحراف « 11 » به يمن دعاى بىرياى « 12 » عموم بندگان به فحواى « 13 »
« فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد »
و حسن معالجات و تدابير حكمت و حذاقت پناهان مقربى الخاقان حكيم محمّد حسين و حكيم محمّد سعيد اطباى خاصّهء شريفه رفع گرديد و رايات نصرت آيات متوجه « 14 » بوده كه روانهء « 15 » موطن و
هامش
( 1 ) . مر : - « شرح » . ( 2 ) . مر : - جركه . ( 3 ) . مر : - « شكار » . ( 4 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، مج ، مر : رحمن . ( 5 ) . م : و حوض ماهى مر : كوه حوض ماهى . ( 6 ) . اساس ، م ، مر : قرى . ( 7 ) . مر : - « بيگ » . ( 8 ) . اساس ، د ، ل ، م ، مر ، مج : الهى . ( 9 ) . ل : نمودند . ( 10 ) . ده ، مر : اخراجات او كه به علت اخراجات او تعدى . ( 11 ) . مر : + نموده ل : + يافته . ( 12 ) . مر : - « بى رياى » . ل : دعاى رياى . ( 13 ) . اساس ، ل ، مر : به فحوى . ( 14 ) . ده ، مر : + قريه . ( 15 ) . اساس ، ده ، م ، مر : - « روانه » .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 717 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق