ساخته ، چنان نمايند كه همواره بساط آسودگى ايشان ممهّد و ابواب فتن بر چهرهء احوالشان منسد باشد كه از عهدهء پاسدارى جناب بارى فى الجمله سبكبارى حاصل آمده باشد . بدين جهت اين نيازمند درگاه بى نياز از به دو اهتزاز بهارستان سلطنت و مبادى طلوع صبح دولت ، اين معنى را مطمح نظر و الا و ضمير معلى ساخته با عموم رعايا و برايا طريق « 1 » مرحمت و شفقت « 2 » و مروت و عدالت مسلوك داشته و مىدارد و از گلشن اطوار آن سلطان حقيقت كار « 3 » نيز شمايم اين معنى به مشام اطلاع و آگاهى مىرسد و بساط مناقشات با الكليه برچيده و درهم نورديده است .
لهذا به جهت تقديم مراسم تهنيت و مبارك باد لباس « 4 » سلطنت و امارت و حكومت پناه كمالا للامارة « 5 » و الحكومه غلام زادهء ديرين « 6 » فدوى اخلاص آيين ، بوداق سلطان چوله حاكم سميرم روانهء محفل خلد مشاكل گرديد . بعضى از سخنان محبت عنوان رجوع به تقرير مومى اليه شده كه در بزم ارم تزيين و مجلس بهشت آيين لآلى مكنون و جواهر مخزون خلّت و و داد را زينت « 7 » شاهد صداقت و اتحاد سازد ساغر كاميابى از رحيق عنايت الهى مالامال و آفتاب دولت و شوكت مصون از كسوف عين الكمال باد . انتهى « 8 » .
و در حينى كه امارت پناه مشاراليه از دار السلطنهء اصفهان به كنار زندهرود نقل مكان نمود ، « 9 » اعليحضرت ظلّ رحمن خيمهء او را به قدوم لازم السرور پرنور گردانيد و مومى اليه بعضى از اسباب سفر خود را كه سرانجام نموده بود از اسبان تازى مزيّن و لجامهاى مرصع و زينهاى طلا و شتران آراسته به جلهاى زربفت و خدمتكاران و تفنگچيان ملبس به لباس فاخره [ گ 287 ب ] به نظر كيميا اثر رسانيده ، مرخص گرديد .
هامش
( 1 ) . مر : + اين .
( 2 ) . ده ، مر : شفقت و مرحمت
( 3 ) . ل : - « كار » .
( 4 ) . ده ، م : و اساس .
( 5 ) . م : للامارات .
( 6 ) . مر : - « ديرين » .
( 7 ) . ده : زينب .
( 8 ) . مر : - « انتهى » .
( 9 ) . ده ، مر : + بود .