تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
بىبى فال « 1 » همشيرهء والى داديان كه در حبالهء رستم خان بود مقرر گشته ، رقم همايون مشتمل بر استمالت او صادر گرديد « 2 » كه از لباس سوگوارى برآمده در سلك ازدواج « 3 » سلطنت پناه شاهنواز خان « 4 » منسلك گردد و صفى قلى سلطان استاجلو نوادهء قراحسن مقرر شد كه روانهء گرجستان گشته ، رفع مناقشه [ اى ] كه فيما بين سلطنت پناه مومى اليه و ارسطاو واقع شده نمايد و اگرچه به سبب « 5 » توهمى كه نموده از رفتن نزد سلطنت پناه « 6 » ابا نمايد او را به درگاه جهان پناه آورد . چون خاطر « 7 » همايون متوجه آبادانى الكاى گرجستان كاخت بود و قضيهء « 8 » گرفتارى مرادبخش روى نمود قوللر آقاسى در سمنان و آن حدود توقف داشت « 9 » رقم « 10 » اشرف صادر گرديد كه روانهء آذربايجان و قراباغ گشته در محلى كه مناسب داند توقف نمايد و معمار صاحب وقوف به اتفاق مردم كاردان روانهء گرجستان كاخت نموده در سه محل در محال الكاى مزبور كه شأن معمورى و قابليت آبادى « 11 » داشته باشد سه قلعهء متين حصين بنا نمايد و قلاع مزبوره را به زودى به اتمام رسانيده موازى پانزده هزار خانه‌وار از ايلات « 12 » آذربايجان و قراباغ روانهء آن حدود نمايد كه هم موجب آبادى « 13 » گرجستان و هم كومك و مدد « 14 » سلطنت پناه شاهنواز خان باشد و عاليجاه مومىاليه از راه قزوين و طارم حسب الفرمان روان گرديد .

فوت نوادهء طهمورث « 15 »

طهمورث « 16 » والى كاخت « 17 » چنانچه سبق ذكر يافته ، بعد از [ گ 263 ب ] مقتول شدن ولد و مأيوس گشتن از شيوهء ناستودهء عناد ولد و « 18 » به اتفاق دو پسر كه از ولد او مخلّف گشته بودند نزد والى باشى آچوق كه داماد او بود رفته در الكاى مزبور « 19 » به
هامش
( 1 ) . اساس : نىنى فال . ده : نىنى مال . مج : تىتى فال . د : نىنى خال . ( 2 ) . مج : + و مقرر شد . د : صادر و مقرر گرديد . ( 3 ) . م : ازواج . ( 4 ) . ل : مومىاليه . ( 5 ) . مج : - « چه به‌سبب » . ( 6 ) . د ، مج ، مر : + مومىاليه . ( 7 ) . م : خواطر . ( 8 ) . ل : قصه . ( 9 ) . د : - « داشت » . ( 10 ) . د : و رقم . ( 11 ) . ل : آبادانى . ( 12 ) . ده : ايليات . ( 13 ) . د ، مج ، مر : آبادانى . ( 14 ) . د : مدد و كومك . ( 15 ) . د ، مج : « عنوان » سفيد است . مر : + خان . ( 16 ) . مج : + خان . ( 17 ) . ده : - « طهمورث والى كاخت » . ( 18 ) . د ، ده : - « ولد و » . ( 19 ) . مج : رفته در آنجا .