تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤

شرح ساختن طاووس خانه « 1 »

پوشيده نيست كه افراشتن « 2 » قبهء تنگ « 3 » فضاى حباب ، بىدستگاه آسمان‌سازى ميسّر نيست و تعمير كردن خانهء دل و ديدهء مور از ساختن قصر وجود سليمان كمتر نه . دست قدرت در تخمير وجود قطره همان آب « 4 » در گل گرفته كه دريا بدان سازند و در جلاى چشم حربا ، همان صيقل به كار برده كه مرآت جهان نماى خورشيد بدان پردازند . وجود هر موجودى از چهار باغ عناصر ، گلدسته‌اى است به دست حكمت برهم بسته ، و شكسته [ گ 264 آ ] رنگى هر گلى ، كلاه گوشهء معشوقى « 5 » است بر تارك شكسته ؛ آفتاب قدرت كامله ، از ثقب « 6 » شبكهء شئونات « 7 » بى تفاوت مىنمايد و خار و خس اين بوستان يكسان ، دل از عارفان مىربايد . اختلاف الوان ، مرغان مداحان‌اند « 8 » كه به زبانهاى گوناگون وصف نقاش ازل مىنمايند و خارهاى هر گلبن انگشتانند كه از هر گلى ، كتاب خواناى قدرت از هم مىگشايند . بيت « 9 »
خيز تا بر كلك آن نقاش جان افشان كنيم * كاين همه نقش عجب در گردش پرگار داشت « 10 »
و از اينجاست كه راه يافتگان گلشن تحقيق و سرمستان « 11 » ميكدهء اين رحيق را ، هر برگى طومار وصف بهارستان و هر شرارى ، عينك دورنماى تماشاى چراغانى است و اعليحضرت ظلّ رحمن كه ممتاز ديده وران و پيش خيل عارفانند « 12 » ، ديدنيها را به ديدهء تحقيق مىبينند و گل از باغ معرفت به دست توفيق مىچينند . « 13 » چون شعرباف صنعت « 14 » كسوت رنگين طاووس و تذرو را خوش آينده‌تر يافته « 15 » و تاروپود اين « 16 » حرير زرنگار را به آيين ديگر بافته « 17 » و اين صفحهء مذهّب از « 18 » ديگر صفحات كتاب
هامش
( 1 ) . مج : باغ طاووسى . د : « عنوان » سفيد است . ( 2 ) . مج : آراستن . ( 3 ) . مر : نيك . ( 4 ) . ده : - « آب » . ( 5 ) . د ، مج : معرفتى . ( 6 ) . د ، م : نقب . ( 7 ) . م : - « شئونات » . ل : سومات . ( 8 ) . د ، ده : ندا خوانند . ( 9 ) . ده ، م ، مج ، مر : - « بيت » . ( 10 ) . مج : بست . ( 11 ) . مج : بزمستان . ( 12 ) . ده : عارفاند . ( 13 ) . د : چيند . ( 14 ) . د : - « صنعت » . ( 15 ) . ده ، مر : بافته . ( 16 ) . م : تن . ( 17 ) . د ، ده ، مج : تافته . ل : يافته . ( 18 ) . ده : را .