شرح ساختن طاووس خانه « 1 »
پوشيده نيست كه افراشتن « 2 » قبهء تنگ « 3 » فضاى حباب ، بىدستگاه آسمانسازى ميسّر نيست و تعمير كردن خانهء دل و ديدهء مور از ساختن قصر وجود سليمان كمتر نه . دست قدرت در تخمير وجود قطره همان آب « 4 » در گل گرفته كه دريا بدان سازند و در جلاى چشم حربا ، همان صيقل به كار برده كه مرآت جهان نماى خورشيد بدان پردازند . وجود هر موجودى از چهار باغ عناصر ، گلدستهاى است به دست حكمت برهم بسته ، و شكسته [ گ 264 آ ] رنگى هر گلى ، كلاه گوشهء معشوقى « 5 » است بر تارك شكسته ؛ آفتاب قدرت كامله ، از ثقب « 6 » شبكهء شئونات « 7 » بى تفاوت مىنمايد و خار و خس اين بوستان يكسان ، دل از عارفان مىربايد . اختلاف الوان ، مرغان مداحاناند « 8 » كه به زبانهاى گوناگون وصف نقاش ازل مىنمايند و خارهاى هر گلبن انگشتانند كه از هر گلى ، كتاب خواناى قدرت از هم مىگشايند .
بيت « 9 »
خيز تا بر كلك آن نقاش جان افشان كنيم * كاين همه نقش عجب در گردش پرگار داشت « 10 »
و از اينجاست كه راه يافتگان گلشن تحقيق و سرمستان « 11 » ميكدهء اين رحيق را ، هر برگى طومار وصف بهارستان و هر شرارى ، عينك دورنماى تماشاى چراغانى است و اعليحضرت ظلّ رحمن كه ممتاز ديده وران و پيش خيل عارفانند « 12 » ، ديدنيها را به ديدهء تحقيق مىبينند و گل از باغ معرفت به دست توفيق مىچينند . « 13 » چون شعرباف صنعت « 14 » كسوت رنگين طاووس و تذرو را خوش آيندهتر يافته « 15 » و تاروپود اين « 16 » حرير زرنگار را به آيين ديگر بافته « 17 » و اين صفحهء مذهّب از « 18 » ديگر صفحات كتاب
هامش
( 1 ) . مج : باغ طاووسى . د : « عنوان » سفيد است .
( 2 ) . مج : آراستن .
( 3 ) . مر : نيك .
( 4 ) . ده : - « آب » .
( 5 ) . د ، مج : معرفتى .
( 6 ) . د ، م : نقب .
( 7 ) . م : - « شئونات » . ل : سومات .
( 8 ) . د ، ده : ندا خوانند .
( 9 ) . ده ، م ، مج ، مر : - « بيت » .
( 10 ) . مج : بست .
( 11 ) . مج : بزمستان .
( 12 ) . ده : عارفاند .
( 13 ) . د : چيند .
( 14 ) . د : - « صنعت » .
( 15 ) . ده ، مر : بافته .
( 16 ) . م : تن .
( 17 ) . د ، ده ، مج : تافته . ل : يافته .
( 18 ) . ده : را .