شتافته « 1 » اما هرگز نقش اعتبار و ترقّيش بر جبين ننشسته و از شيوهء ستودهء خود طرفى « 2 » بدين عنوان نبسته « 3 » كه در بهشت امتياز نشيند و از نخوت بلندى و برترى ، آسمان را در زير پا نبيند . « 4 »
تفصيل اين اجمال آنكه در اين سال به خاطر آيينه مثال « 5 » صاحبقران بيهمال منطبع گرديد كه عمارتى كه طرح آن تازه و وسعتش بىاندازه باشد بنا نمايند كه مشتمل بر منازل و بيوتات زمستانى و تابستانى بوده ؛ چون بناى كاخ وجود كه مشتمل بر چهار اصل است حاوى عيش و نشاط چهار فصل بوده از يكجانب اشراف بر ديوانخانه « 6 » و از طرفى « 7 » ديگر ارتفاع به حوضخانه داشته باشد كه صحبت خلوت در اين زيبا عمارت انعقاد « 8 » يافته اين دو باغ « 9 » از دو جانب در نظر و گل چينى « 10 » تماشاى « 11 » جنّتين « 12 » در هر گردش چشم « 13 » ميسّر باشد و اين زيبا عمارت كه تا « 14 » قيام قيامت از يمن قدوم اعليحضرت ظلّ اللّهى « 15 » مسكن عيش و فراغت و استراحت باد موسوم به خلوتخانه گرديده ، به تقريب تاريخ اتمام « 16 » اين منزل مينو نظام طبيعت ، گرهرى چند « 17 » به مثقب نظم « 18 » سفته و آنچه از وصف اين نو عروس ، مقدور بيان بود گفته است . لهذا قطع رشتهء اطناب بل تكرار نموده به همان ابيات « 19 » اكتفا مىنمايد .
مثنوى « 20 »
زهى خانهء شاه عالم پناه * كه هستى تو بر خانها پادشاه
نمودى از آن دلربايى شعار * كه طاقت بود جفت ابروى يار
به جايى رسيدى به اقبال شاه * كه افلاك را از سر افتد كلاه
هامش
( 1 ) . مر : پر شتافته .
( 2 ) . مج : طرقى .
( 3 ) . م : نبشته .
( 4 ) . ده ، مر : بيند . م : پايه بيند .
( 5 ) . د : - « آيينه مثال » .
( 6 ) . م : ديوانخانهها .
( 7 ) . د : طرف .
( 8 ) . د : انفاذ .
( 9 ) . د : - « اين دو باغ » .
( 10 ) . مج : گلچين .
( 11 ) . د : + گلچين .
( 12 ) . د ، ل ، م : چنين . مج : ختن .
( 13 ) . مج : - « چشم » .
( 14 ) . م : + زمان .
( 15 ) . د ، مج : الهى .
( 16 ) . مج : - « اتمام » .
( 17 ) . مج : چند گوهرى .
( 18 ) . مج : + به همان ابيات اكتفا مىكند .
( 19 ) . م : - « ابيات » .
( 20 ) . م : - « مثنوى » . ده ، مج : نظم . د : بيت .