روانه شدن ميرزا مقيم كتابدار به « 1 » دكن « 2 »
چون ولات « 3 » دكن را حبل « 4 » بندگى « 5 » بدين دودمان و الا منوط و دست اخلاص به دامان دولت اين سلسلهء جليله « 6 » مربوط است و همهء اوقات پيشكش و هداياى ايشان به بارگاه فلك پيشگاه مىرسد و مدتى بود كه ارسال رسول و تلقى « 7 » خدمات ايشان به حسن قبول نشده بود ، بنابراين در اين سال ميرزا مقيم كتابدار خاصّهء شريفه به رسم حجابت روانهء آن صوب شد در اين سال شاه خواجهء اوزبك « 8 » كه از اجّلهء سادات بلخ « 9 » است از جانب سبحانقلى خان والى آنجا به رسم رسالت وارد درگاه معلى و به شرف پاى بوس سرافراز شده ، به عنايات خسروانه اختصاص يافت .
شرح « 10 » بناى عمارت مباركهء خلوتخانه « 11 »
خاكسارى نه شيوهاى است كه منشأ ارتفاع شأن خاكساران « 12 » نشود و افتادگى نه پيشهاى كه نهال اعتبار افتادگان به « 13 » نيروى آن به اوج امتياز نرسد ؛ قطره را تا ابر از چشم نيندازد ، صدفش به فرزندى برنمىدارد « 14 » و دانه را تا افتادگى نباشد سرسبز از دامان « 15 » خمول برنمىآرد ؛ « 16 » خاك از يمن همين صفت حميده « 17 » است كه گاه تخمير انسانيت يافته تاج وهاج « كرّمنا » بر سرش مىگذارند و گاهى « 18 » شهر يارانش به دست تعمير از پايهء فرومايگى و پستى [ گ 261 آ ] برمىدارند ؛ هم « 19 » به يمن تربيت بهار رشك
« إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ »
« 20 » مىگردد و هم به نيروى اقبال « 21 » ترقى سلاطين سركوب اطواد « 22 »
« سَبْعٌ شِدادٌ »
« 23 » مىشود و اگرچه ترقيات بسيار يافته و به راه ارتقا و اعتلا بر
هامش
( 1 ) . م : + ولايت .
( 2 ) . مج : وقايع . د : « عنوان » سفيد است .
( 3 ) . د ، م ، مج : ولايت .
( 4 ) . ده : خيل . مج : جل .
( 5 ) . مج : بزرگى .
( 6 ) . مج : طيبه .
( 7 ) . م : ملقى .
( 8 ) . ده ، م : اورنگ .
( 9 ) . د : اوزبك .
( 10 ) . م : - « شرح » .
( 11 ) . د ، مج : « عنوان » سفيد است .
( 12 ) . د : خاكسارى .
( 13 ) . مج : - « افتادگان به » د : - « افتادگان » .
( 14 ) . د : آرد . خاك از يمن همين صفت . . .
( 15 ) . ده ، مج ، مر : گريبان .
( 16 ) . مج : دارد .
( 17 ) . ل ، مج : خميده .
( 18 ) . م : كاتبى .
( 19 ) . مج : - « هم » .
( 20 ) . اشاره است به قرآن كريم ؛ 89 / 7 .
( 21 ) . ل ، مج : - « اقبال » .
( 22 ) . مج : اطوار .
( 23 ) . اشاره است به قرآن كريم ؛ 12 / 48 .