تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
سخنان مردم اصفهان [ گ 251 ب ] رسيده معروض دارند . روز « 1 » ديگر بنابر امتثال فرمان اعليحضرت « 2 » اعتماد الدوله و صدر ايران و ديوان بيگى و ساير اركان دولت قاهره در كشيكخانه « 3 » در دولتخانهء « 4 » همايون « 5 » اجلاس نموده مردم اصفهان را كه در درون دولتخانه جمعيت عظيم نموده بودند طلب داشتند كه به حقيقت سخنان هر يك رسيده معروض دارند . چند نفر از آن جماعت « 6 » به ديوان حاضر شده سخنى چند به عرض رسانيدند و ساير آن جماعت به افساد ديوان بيگى كه اگر از دولتخانه بيرون آيند مورد سياست خواهند « 7 » گرديد از آمدن ابا نموده در مراتب فرياد و فغان افزودند و حقيقت معروض باريافتگان « 8 » جاه و جلال گشته « 9 » به مقتضاى مروّت جبلى و احتياط اين كه مبادا در ميان آن جماعت بعضى از مظلومان بوده باشند مقرر داشتند كه طومارى بر مطالب خود درست داشته به نظر انور رسانند كه احقاق حق كرده شود و چون سخنان ديوان بيگى منشاء واهمهء « 10 » آن جماعت شده بود ، جمعى از شاكيان نزد مجتهد الزمانى مولانا محمّد محسن كاشى « 11 » رفته ، آن مجتهد الزمان « 12 » را شفيع زلات و جرايم خود نمودند و افادت و حقانيت آگاه مزبور « 13 » از خدمت « 14 » اعليحضرت « 15 » ظلّ رحمن استدعاى عفو تقصير « 16 » ايشان نمود « 17 » و معروض داشت كه چون رعايا را با حاكمى كه تقرير معايب او نموده‌اند سلوك كردن دشوار است و ممكن است كه در صدد انتقام و تلافى باشد ، اگر شغل مزبور به ديگرى شفقت شود موجب رفاهيت حال آن جماعت و ازدياد دعاگويى دولت « 18 » خواهد شد و بنابر التماس آن مجتهد « 19 » الزمانى فرمان و الا « 20 » به تغيير « 21 » پارسيدان بيگ « 22 » از داروغگى
هامش
( 1 ) . د : روزى . ( 2 ) . د ، ده ، مج ، مر : - « اعليحضرت » . ( 3 ) . مر : - « كشيك خانه » . ( 4 ) . د : جمعيت عظيم نموده بودند ، طلب . . . ( 5 ) . ل : - « همايون » . د : جمعيت . ( 6 ) . مج : + به افساد ديوان كه اگر . . . ( 7 ) . مج : خواهد . ( 8 ) . ده ، مر : + بارگاه . ( 9 ) . د : گرديد . ( 10 ) . مج : داعيهء . ( 11 ) . ده ، مج : - « كاشى » . ( 12 ) . د ، مج : الزمانى . ( 13 ) . د : - « مزبور » . ( 14 ) . د : - « خدمت » . ( 15 ) . د : حضرت . ( 16 ) . د : تقصيرات . ( 17 ) . د ، مج : نموده . ( 18 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، م ، مر : - « دولت » . ( 19 ) . مج : - « مجتهد » . ( 20 ) . د : - « و الا » . ( 21 ) . م : تغيّر . د : + دادن . ( 22 ) . اساس ، ده ، ل ، مر : پارسدان بيگ . د : - « پارسيدان بيگ » .