تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
مشرف مىگردد مسئول رستم خان شرف حصول و درجهء قبول خواهد يافت و پارسيدان « 1 » بيگ به طوع و رغبت مسلمان شده ، متوّج به تاج و هاج و مشرف به شرف « 2 » پاى « 3 » بوس گرديده ، شروع در امر مزبور نمود و چون مفسدان كه شياطين الانس عبارت از ايشان است و از راه تحصيل منافع و مداخل جا در طبع حكام مىنمايند و در هر بلدى از بلاد و مصرى از امصار مىباشند از اين طريق راه « 4 » حرف يافته « 5 » آن نابلد معاملات را بر آن داشتند كه توقعات عنف آميز از مردم نمايد و اين معنى موجب انزجار خاطر سكنهء دار السلطنهء مزبور گشته « 6 » در برزخ « 7 » اخفا و اظهار شكايت مىبودند « 8 » و در آن ايّام امارت ديوان و دادرسى مظلومان به اغورلو بيگ ، ديوان بيگى مفوض بود و مشاراليه بعد از وقوف بر امر مزبور با آنكه به نصيحتى اصلاح آن مقدّمه مىتوانست نمود « 9 » چشم از مصلحت دولت پوشيده و در تهيج مواد فساد « 10 » كوشيده ، جمعى را تعيين نمود كه هر صنف « 11 » از اصناف را در نشستن دكاكين مانع آمده به جبر و اكراه بر سر راه جهان پناه ظلّ اللّه « 12 » حاضر سازند و روزى كه اعليحضرت ظلّ اللّهى « 13 » منزل نوّاب « 14 » ميرزا محمّد مهدى صدر ممالك محروسهء « 15 » ايران را به نور قدوم ، « 16 » رشك فرماى « 17 » مطلع خورشيد درخشان مىفرمودند مردم اصفهان « 18 » از اهل بلده و بلوكات و اصناف و محترفه به جمعيت تمام بر سر راه حشر و سپهر احتشام آمده نفير و افغان « 19 » به اوج كيوان رسانيدند و اعليحضرت ظلّ اللّهى « 20 » بنابر عدالت شامله و مروت كامله امر فرمودند كه فرداى آن روز اركان « 21 » دولت قاهره « 22 » در دولتخانه اجلاس نموده به حقيقت حقيّت و بطلان
هامش
( 1 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، مر : پارسدان . ( 2 ) . مج : - « به شرف » . ( 3 ) . م : پا . ( 4 ) . اساس ، م : - « راه » . ( 5 ) . م : - « يافته » . ( 6 ) . د : شده . ( 7 ) . م : برج . ( 8 ) . م ، مج : نمودند . ( 9 ) . د : + كه در صنف از اصناف . . . ( 10 ) . مر : فتنه . ( 11 ) . م : صنفى . ( 12 ) . اساس ، د ، ل ، م ، مج ، مر : ظل آله . ( 13 ) . د ، مج : ظلّ الهى . ( 14 ) . د ، ده ، مج : - « نوّاب » . ( 15 ) . د : - « محروسه » . ( 16 ) . م : قدم . ( 17 ) . ده : فزاى . ( 18 ) . اساس ، ل ، م : - « اصفهان » . ( 19 ) . ده ، م ، مج ، مر : فغان . ( 20 ) . مج : ظلّ الهى . ( 21 ) . م : از اركان . ( 22 ) . مر : + در كشيكخانه در دولتخانهء همايون اجلاس نموده به حقيقت . . .