مراتب جاه و جلال ، مانند « 1 » روستايى نوبه شهر آمده ، حيرت بر حيرت مىافزود .
بعد از طىّ بساط عيش و عشرت و استماع نغمات دلپذير « 2 » ساز و صحبت ، ايلچى روانهء منزل خود گرديد ؛ مقرر شد كه قورچى باشى و قوللر آقاسى نيز به لوازم ميهمانى اشتغال نمايند و ايشان نيز « 3 » حسب الفرمان واجب الاذعان ، ايلچى را طلب داشته به آيينى شايسته « 4 » به اداى ضيافت قيام نمودند و چون ايلچى را در ايّام توقف كوفتى عارض گرديد و صاحب فراش شد ، حكيم محمّد شريف « 5 » طبيب ساوهاى « 6 » به معالجه او مأمور شد و بعد از آنكه به تدابير صايبه از مشاراليه رفع آن عارضه شد « 7 » مبلغى خطير نقد و اجناس « 8 » بيكران در وجه انعام او و رفقا « 9 » مقرر داشته ، مجلسى ديگر به آيين نخست ترتيب داده مشاراليه پاى بوس نموده ، رخصت انصراف يافت و از انعامات بيكران خوشدل و شاد « 10 » از راه دار السلام « 11 » بغداد روانه گرديد و در اثناى راه عارضهء نخست عود نمود در دار السلام مزبور اجابت دعوت « 12 » ارجعى نمود .
نسق نمودن سركار موقوفات حضرات عاليات [ گ 252 آ ] بعون عنايت خالق ارض « 13 » و سموات « 14 »
خاطر اقدس و ضمير مقدس متوجه نسق « 15 » موقوفات سركار حضرات عاليات سدره مرتبات عرش درجات چهارده معصوم صلوات اللّه عليهم اجمعين كه از خيرات مبرّات « 16 » نوّاب گيتى ستان فردوس مكانى و توليت شرعى آن موافق شرط واقف به « 17 » اعليحضرت ظلّ اللّهى « 18 » است و هر ساله حاصل آن قريب به مبلغ « 19 »
هامش
( 1 ) . م : - « مانند » .
( 2 ) . د : دلفريب .
( 3 ) . ده : - « نيز » .
( 4 ) . ل : - « به آيينى شايسته » .
( 5 ) . ل : حسين .
( 6 ) . م ساوئه . ده : ساده .
( 7 ) . م : معارضه گردد .
( 8 ) . م : جنس .
( 9 ) . مج : - « و رفقا » .
( 10 ) . مج : شادمان .
( 11 ) . ل : دار السلم . ده : دارلسلم .
( 12 ) . م : - « دعوت » .
( 13 ) . ده : ارضين .
( 14 ) . مج : - « عنوان » ، مطالب در ادامهء سطور قبل به نگارش درآمده است . مر : « آمدن ايلچى قلماق به درگاه خسرو آفاق [ با توجه به اين نكته كه مجددا اين عنوان در صفحهء بعد تكرار شده است البته با مطالبى ديگر ] د : « عنوان » سفيد است .
( 15 ) . اساس ، ل : - « نسق » .
( 16 ) . مج : وبرات .
( 17 ) . ل : + متعلق .
( 18 ) . مج : ظلّ الهى .
( 19 ) . م : - « قريب به مبلغ » .