اصفهان شد و رقم اشرف به اسم رستم خان صادر گرديد كه ديگرى را در عوض او تعيين و عرض نمايد و چون حقيقت افساد و اغماض « 1 » اغورلو بيگ ديوان بيگى بر مرآت ضمير انور پرتوافكن گرديد ، « 2 » به فحواى « 3 » مصراع : « 4 »
« چشم بدبين گر نبيند بهتر است »
حكم به عريان كردن مردم ديدهء آن بدبين از لباس بينايى نمودند و صوفى صافى ايقان مهدى قليخان ايشيك آقاسى باشى [ گ 251 آ ] ديوان به تقديم فرمان قيام نموده خدمت ديوان به مقرب الخاقانى صفى قلى بيگ ولد رستم خان كه والد او در ايّام نوّاب « 5 » خاقان رضوان مكان به شغل مزبور اشتغال داشت تفويض يافت و داروغگى دار السلطنهء اصفهان « 6 » حسب الاستدعاى رستم خان به باداده « 7 » بيگ عنايت شد . اميد كه هميشه بدبينان را چشم بينايى بسته و دل از نيش حوادث روزگار خسته باد . « 8 »
آمدن ايلچى خواندگار « 9 » روم « 10 » به درگاه « 11 » پادشاه جم اقتدار « 12 » " 1067 "
چون روابط دوستى و التيام فيما بين نوّاب كامياب ظلّ رحمن و خواندگار « 13 » روم مشيّد و مستحكم گشته و چنانچه سبق ذكر پذيرفت حسين پاشا به قصد آستان « 14 » بوس داخل ممالك محروسه گشته ، الكاى بصره و توابع را تسليم بندگان درگاه و الا مىنمود و پادشاه ظلّ اللّه « 15 » احتراز از نقض « 16 » پيمان نموده « 17 » قبول آن نفرمودند ؛ لهذا به « 18 » جهت متمم احسان مزبور ، كلبعلى سلطان سيل سپر « 19 » را به رسم حجابت نزد پادشاه والاجاه خواندگار « 20 » روم فرستادند كه مراتب مروّت جهان پناه ظلّ اللّه « 21 » بر
هامش
( 1 ) . مج : اغماض و افساد .
( 2 ) . ده : كرد .
( 3 ) . اساس ، ل ، مر : به فحوى .
( 4 ) . اساس ، ده ، ل ، م ، مج ، مر : - « مصراع » .
( 5 ) . د : - « نوّاب » .
( 6 ) . د : مزبور .
( 7 ) . م : ناداده .
( 8 ) . ده : - « باد » .
( 9 ) . اساس ، م : خواندگاه .
( 10 ) . ده ، اساس ، ل ، م : - « روم » .
( 11 ) . اساس ، ل ، م : - « به درگاه » .
( 12 ) . مج : ذكر آمدن حسين پاشا والى بصره به درگاه جهان پناه . د : « عنوان » سفيد است .
( 13 ) . اساس : خوندگار .
( 14 ) . د : زمين .
( 15 ) . د ، ده ، ل ، مج : ظلّ إله .
( 16 ) . د : + عهد و .
( 17 ) . د : - « نموده » .
( 18 ) . اساس ، د ، ل ، م ، مر : تقسيم .
( 19 ) . ده : سپه .
( 20 ) . د : - « خواندگار » .
( 21 ) . اساس ، ده ، ل ، م ، مج ، مر : ظلّ إله .