تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
آن ناظم مناظم سلطنت و بانى مبانى صداقت كه به صحت پيوسته كه بى موجبى مكررا « 1 » در صدد نهب و يغما و اضرار و جفاى « 2 » ساكنين « 3 » آن ديار درآمده يكى از بندگان درگاه خلايق پناه را تعيين فرموديم كه سلطنت پناه مومى اليه را از ارتكاب اين قسم امور ممنوع و متقاعد سازد و يقين حاصل است كه بعد از ورود منهى نهى ، ديگرباره « 4 » پاى از دايرهء خوددارى « 5 » بيرون [ گ 247 آ ] نگذاشته به مقتضاى امتثال فرمان ضبط عنان كميت « 6 » اراده‌هاى چنان خواهد نمود و احتياج به تعيين طوره و يارى گروه « 7 » تركمان نخواهد بود . رياض هميشه بهار طبيعت را از خس و خاشاك خلجان اين امور مصفّى « 8 » خواهند داشت كه من بعد اين قسم حركات از مشاراليه صادر نخواهد شد . شرحى كه در ذيل اين مدعا در باب تردد تجّار « 9 » آن ملك به اين ديار « 10 » فسيح الفضا بر زبان خامهء بلاغت ترجمان گذشته بود ، پيدا است كه در صدد رفع نقصان - و منع جلب نفع اين گروه كه در حقيقت انفتاح طريق آمد شد مفتاح ابواب « 11 » روزى ايشان است - درآمدن چندان سودى و در ديدهء والاى جمعى كه انظار ايشان به ملاحظهء كليات امور مقصور « 12 » است ، نمودى ندارد و آنچه در باب عدم تعيين جمعى به جهت تحصيل اين مطلب به ملاحظهء آنكه به موجب تضييع مواشى و مراعى و اغنام سكّان ممالك محروسه خواهد شد ، گزارش « 13 » يافته بود هرگاه مأمورين سر از ربقهء اطاعت پيچيده بر خلاف فرمودهء آن قاعده دان امور سلطنت ، ارادهء ارتكاب اين امور نموده « 14 » عمل به مضمون آيهء كريمه
وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
« 15 » ننمايند به دراز دستى عنايات جناب « 16 » كبريا و معاضدت دولت و الا منسوبان اين دولت محكم بنا ، در تقصير ايادى ايشان تقصير نخواهند « 17 » نمود .
هامش
( 1 ) . ل : مكرر ده : كرارا مج : كه مكررا . ( 2 ) . د : اجفاى . ده : - « و جفاى » . ( 3 ) . اساس : ساكن . ( 4 ) . اساس : بارو . ( 5 ) . مر : خوداريى . ( 6 ) . د ، ل ، م ، مج : - « كميت » . ( 7 ) . ل ، م : كردن . اصل . د ، مج : كردهء . ( 8 ) . د : مصفا . ( 9 ) . ل ، م ، مج : تجّاران . ( 10 ) . د : - « به اين ديار » . ( 11 ) . م : - « ابواب » . ( 12 ) . مج : مقصود . ( 13 ) . د ، ل ، مر ، مج : گذارش . ( 14 ) . مج : - « نموده » . ( 15 ) . قرآن كريم : 2 / 195 . ( 16 ) . د : - « جناب » . ( 17 ) . د : + تقصير .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 607 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق