گروهى كه از مردم بخارا حسب الامر عبد العزيز خان نزد او « 1 » جمعيت « 2 » نموده « 3 » بودند به آراستگى تمام روانهء بلخ گرديدند « 4 » و بنابر آنكه زبان بعضى از مردم قاسم سلطان « 5 » با سبحان قلى خان « 6 » يكى بوده « 7 » جمعى از تبعه و لحقهء قاسم سلطان « 8 » بعد از تلاقى فريقين و تقارب فأتين از او روى گردان « 9 » شده « 10 » اردوى او را غارت نموده « 11 » بودند و قاسم سلطان « 12 » بى نيل مقصود راجع و خبر فتح به اسم سبحانقلى خان « 13 » شايع گرديده بود . عبد العزيز خان به هوس جبران « 14 » نقصان « 15 » به وسيلهء فرستادن ايلچى به ذيل « 16 » اعانت اعليحضرت « 17 » صاحبقران توسل نموده ، عوض محمّد چهره آقاسى را با ذريعهء بندگى به درگاه فلك پيشگاه فرستاده بود « 18 » و خواهش آن نموده « 19 » كه يكى از وارثان ملك « 20 » اورگنج را كه در درگاه آسمان اشتباهاند « 21 » به سركردگى جماعت تركمان [ گ 246 آ ] ساكن استرآباد « 22 » و بلخان « 23 » به جهت انتزاع ملك ابو الغازيخان « 24 » تعيين نمايند و بعد از ورود ايلچى مزبور و رسانيدن نامهء اخلاص آيين به مضمون مسطور ، چون ابو الغازيخان مدتى در سلك راتبه خواران اين آستان منتظم بوده به نيروى امداد كاركنان اين دولت و الا بر مسند حكومت « 25 » ملك موروثى استقرار يافته بود بدون آنكه ارتكاب امرى كه مخالف بندگى نمايد از « 26 » آزار او در شرع مروّت محظور « 27 » و از قانون عدالت دور بود ، جواب نامهء « 28 » سلطنت پناه مومى
هامش
( 1 ) . د ، ده ، ل ، م ، مج : مشاراليه .
( 2 ) . اساس ، مر : حاضر .
( 3 ) . اساس ، مر : شده .
( 4 ) . د ، ده ، م ، مج ، مر : گرديده بود . ل : گرديده بودند .
( 5 ) . ده : خان .
( 6 ) . ل ، م ، مج : سلطان . ده : - « خان » .
( 7 ) . د ، ده ، م : بود .
( 8 ) . م : - « جمعى از تبعه و لحقهء قاسم سلطان » . اساس ، ده : خان .
( 9 ) . د : روگردان .
( 10 ) . م : - « و تقارب فأئين از او روى گردان شده » .
( 11 ) . م : كرده بودند . و از او روى گردان شده و قاسم سلطان .
( 12 ) . ده : خان .
( 13 ) . م ، مج : سلطان .
( 14 ) . اساس ، ل ، مج ، مر : خبر آن .
( 15 ) . اساس : - « نقصان » .
( 16 ) . اساس : بذل .
( 17 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، م ، مر : - « اعليحضرت » .
( 18 ) . ل : - « بود » .
( 19 ) . مج : نموده بود .
( 20 ) . د : - « ملك » .
( 21 ) . ل ، م : اشتباه .
( 22 ) . م : استرابادند .
( 23 ) . م : - « بلخان » . ل : ديلجان .
( 24 ) . اساس + مدتى در سلك راتبه خواران .
( 25 ) . ل : - « حكومت » .
( 26 ) . م : + مشاراليه صادر شود و .
( 27 ) . ل : محذرو .
( 28 ) . ل : - « نامه » .