اليه را به موجب فرمان واجب الاذغان « 1 » راقم « 2 » اين حروف بدين طريق در سلك تحرير كشيد : « 3 »
و هو هذا
زبان حمد سرا كه يك برگ از حديقهء صنع و نخل طراز گلشن ايجاد اشيا است ، چگونه عرض بهارستان شكرگذارى « 4 » نمايد و به كدام طرف « 5 » دامان بيان « 6 » به انداز « 7 » گلچين اين روضهء جنت عنوان گشايد ؛ زهى عليم كه مقدم نوبهار و تالى تابستان را منتج اثمار الوان نموده و از موضوع و محمول شاخ و ثمر تماشائيان باغ قدرت را كام معرفت ، شيرين فرموده « 8 » و حبّذا حكيم « 9 » كه در كاغذ خطايى ، اوراق لاله از داغ سرمهء بينايى نظارهگيان پيچيده و از حسن تركيب بند « 10 » قدرتش فصول چهارگانهء ترياق اربعهء مزاج خوش نشينان ديار هستى گرديده . شتا و ربيع و تموز و خريف به آراستن و پيراستن « 11 » دوحهء حكمتش مانند باغبان « 12 » از بهار روشناس « 13 » و با وجود تباين ظاهرى در نظر تحقيق مثال جوارح و اعضاء ، در نظام عالم امكان - كه انسان كبير عبارت از آن است - با هم در مقام استيناساند . عندليبان خوش آهنگ اين گلستان را در مقام مديح سگالى صفير رسا ترانهء « 14 » قاصر بيانى و طوطيان شيرين كلام اين شكرستان را چاشنى سخن خاموشى و بىزبانى است . گلهاى پنج برگ حواس ظاهر ناس از فيض لطفش به اثمار صفاى باطن بارور و نهال ودّ « 15 » و ائتلاف از فيض رشحات سحاب ارادتش در رياض قلوب ، عريق و سايه گستر است . از اثمار اين باغ غريبة الازهار « 16 » يكى ميوهء پيوندى دوستى « 17 » است كه در رياض مكتوب صداقت اسلوب دوستان مىرسد و از گلهاى رنگارنگ اين ارم سرا ديگرى ازهار
هامش
( 1 ) . م : همايون . د ، ده ، ل ، مج : - « واجب الاذعان » .
( 2 ) . مر : - « راقم » .
( 3 ) . م : صورت نامهء مذكور . مج : جواب نامه . د : عنوان سفيد است .
( 4 ) . ده ، ل ، م : شكرگزارى .
( 5 ) . ل ، م : ظرف .
( 6 ) . د : - « بيان » .
( 7 ) . ده : مانداز .
( 8 ) . ل ، م : نمود و .
( 9 ) . د : حكيمى .
( 10 ) . د ، ده ، ل ، م ، مج : يد .
( 11 ) . اساس ، مج : - « و پيراستن » .
( 12 ) . ل : - « باغبان » .
( 13 ) . مج : روشناسى .
( 14 ) . اساس ، مج : از .
( 15 ) . د : و داد .
( 16 ) . ل : + اظهار مطلب است كه از . . .
( 17 ) . م ، ميوهء دوستى .