شكايت رعاياى فارس علاوهء گفت و شنيد مزبور شده « 1 » بود « 2 » امر فرمودند كه مستوفيان عظام ديوان اعلى را جمع فرموده « 3 » به حقيقت امر مزبور « 4 » رسيده ، حقيقت « 5 » معروض دارند .
به موجب فرمان واجب الاذعان جناب ايران مدارى مستوفيان عظام « 6 » اعلى « 7 » را جمع فرموده « 8 » به حقيقت گفت و شنيد طرفين رسيده ، مشخص گرديد كه هر ساله از وزير مزبور و والد او تقلبات « 9 » و تصرفات در ماليات ديوان واقع شده ، بنابراين مشاراليه را از آن شغل معزول « 10 » فرموده « 11 » مقرر داشتند كه اموال و اسباب و املاك او را در عوض باقى ديوان « 12 » ضبط نمايند و خدمت مزبور منقسم به پنج قسم شده ، بلدهء فارس « 13 » و حومه به بابونه بيگ گرجى « 14 » غلام خاصّهء شريفه و يك حصّه از حصص مزبور به محمّد اسماعيل برادر وزير مزبور و ساير حصص در وجه ساير عمال آن حدود « 15 » مقرر شد .
رفتن على بيگ به سردارى خراسان « 16 »
چون به عرض رسيد كه سبحان قلى خان پاى از دايرهء « 17 » خودشناسى بيرون گذاشته به علت خالى بودن خراسان از سردار صاحب وجودى ، اراده نموده « 18 » كه جمعى از بى سر و پايان اوزبك را به تاخت الكاى خراسان فرستد ؛ بنابر دفع مفسدهء آن گروه على بيگ غلام خاصّهء شريفه ، ميراب دار السلطنهء اصفهان به سردارى خراسان تعيين و روانه شد و مقارن ورود مومى اليه به الكاى مشهد مقدس فوجى از
هامش
( 1 ) . م : شد .
( 2 ) . د ، ل ، م ، مج : - « بود » .
( 3 ) . د ، ده ، ل ، م ، مج ، مر : - « ديوان اعلى را جمع فرموده » .
( 4 ) . ل : - « امر مزبور » .
( 5 ) . ل ، م : - « حقيقت » .
( 6 ) . مر : - « عظام » .
( 7 ) . اساس : - « اعلى » . د ، ده : ديوان اعلى .
( 8 ) . مر : نموده .
( 9 ) . د ، ده ، ل ، م ، مج ، مر : تغلبات .
( 10 ) . د ، ده ، ل ، م ، مج : مشاراليه مطمع غضب خسروانه .
( 11 ) . د : فرمودند .
( 12 ) . م : ديوانى .
( 13 ) . م : پارس .
( 14 ) . اساس : باداده بيگ گرجى .
( 15 ) . د ، ده ، ل ، م ، مج : - « آن حدود » .
( 16 ) . م : عنوان فوق و مطالب مربوط به آن دو بار در برگهاى 46 آ - 46 ب و 47 آ تحرير و تكرار شده است .
د ، مج : « عنوان » سفيد است .
( 17 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، م : + حد .
( 18 ) . م : نمود .