و گزاف تواند شد .
اموال « 1 » مرحوم بندگى « 2 » كوش ، يلنكتوش « 3 » كه زبان خامه به استرجاع آن گويا شده بود ، مصحوب ملازمان آن سفر گزين ملك بقا « من حيث لا يشدّمنه « 4 » شىء من الاشيآء » ارسال شد . چون يكى از اداى حقوق حضرت يزدان و خدمات « 5 » بيكران بندگان ، ايراث مواريث به اولاد ايشان است ، يقين « 6 » كه اموال مذكور - كما فرض اللّه - به ورثهء « 7 » مرحوم مزبور خواهد رسيد . پيوسته مركب « 8 » كام و سمند حصول مرام خوش عنان و در مضمار بىانتهاى عمر دوام در جولان باد .
شرح معزولى « 9 » ميرزا هادى وزير فارس « 10 »
چون از تاريخى كه وزارت الكاى « 11 » فارسى به معين الدين محمّد و بعد از او به ميرزا هادى ولد او شفقت شده بود ، اوارجه « 12 » نويس فارس را در باب بعضى محال كه در نسخهء تشخيص زمان نوّاب گيتى ستان فردوس مكانى « 13 » كه بر ممالك محروسه نوشته شده داخل بوده وزراى مزبور ابواب جمع ننموده « 14 » بودند با وزراى مزبور مناقشه و گفت و شنيد بود . حقيقت گفت و شنيد مزبور « 15 » به مسامع باريافتگان سرادقات جاه و جلال « 16 » [ گ 248 آ ] رسيده و در حين نهضت رايات جاه و جلال به صوب ييلاقات « 17 » ، رقم اشرف در باب احضار مشاراليه شرف صدور يافته و به پايهء سرير خلافت مصير حاضر شده بود و بنابر آنكه مظنّهء رفتن « 18 » الكاى شيراز مىشد و وجود وزير مزبور ضرور بود « 19 » تنقيح و تشخيص اين امر در عقدهء تعويق افتاده بود ؛ لهذا بعد از مراجعت رايات نصرت آيات به مركز خلافت چون ازدحام و
هامش
( 1 ) . مر : احوال .
( 2 ) . ل ، م : بندگى .
( 3 ) . مج ، مر : پلنكتوش . ده : منكتيوش .
( 4 ) . اساس : - « منه » .
( 5 ) . ل : خدمت .
( 6 ) . د : يعنى .
( 7 ) . د : مورثه .
( 8 ) . مر : كوكب .
( 9 ) . مج : معزول شدن .
( 10 ) . د : « عنوان » سفيد است .
( 11 ) . ل : - « الكاى » .
( 12 ) . اساس : اوراجه .
( 13 ) . اساس ، مر : - « فردوس مكانى » .
( 14 ) . ل : نموده .
( 15 ) . م : اين گفتگو .
( 16 ) . ده : + به صوب ييلاقات . . .
( 17 ) . د ، ل ، م ، مج : ييلاق .
( 18 ) . د : - « رفتن » .
( 19 ) . م : - « ضرور بود » .