نظم « 1 »
ثمرى آن همه بىطاقتى و آن تك « 2 » و دو * همچو پروانه بجز سوختن خويش نداشت « 3 »
و اعيان بصره را در موقف بازخواست اموال و اسباب « 4 » حسين پاشا داشته به شكنجه و هتك عرض و ناموس رسانيد و گماشتگان و منسوبان او نيز در قلعهء جوازر اين شيوهء ناستوده را دستورالعمل ساخته در صدد آزار و اضرار « 5 » و اهانت و مطالبات زياده از قدر « 6 » وسع و طاقت « 7 » درآمدند و از رهگذر قتل آن دو بى گناه و آزار و اهانت خلق اللّه عموم خلايق از آن « 8 » خداناترس برگشته ، نخست اهل جوازر اتفاق نموده حكام هريك از قلاع آنجا را با تبعه و لحقه به دار البوار فرستادند و قلاع را به دستور سابق به حيطهء ضبط و تصرّف « 9 » درآورده ، كوس وفاق حسين پاشا را به نواى مخالف « 10 » مخالفت پاشاى بغداد بلندآوازه « 11 » ساختند ، بر خواص و عوام بصره نيز طريق اهل جوازر را مسلوك داشته ، نوشتجات مشتمل « 12 » بر استدعاى مراجعت حسين پاشا در طى تحرير درآورده نزد مشاراليه ارسال داشتند . « 13 » در آن هنگام حسين پاشا وارد كوه گيلويه شده ، عزم دريافت « 14 » تقبيل آستان عرشنشان داشت و عبد الرحيم بيگ خويش خود را با تحف و هدايا و عريضهاى محتوى بر استدعاى كومك به درگاه فلك بارگاه « 15 » فرستاده بود .
بعد از ورود نوشتجات به دغدغهء « 16 » آنكه مبادا فرصت از دست رود با جمعى از ملازمان و امراى آن سرحد بر سبيل ايلغار روانهء « 17 » بصره گرديد و پاشاى بغداد قبل از آوازهء وصول [ گ 231 آ ] او جمعى از ملازمان خود را به تنبيه و تأديب مردم جوازر ، روانهء آن حدود نموده بود و كافهء سكّان جوازر اتفاق نموده ، با آن جماعت در
هامش
( 1 ) . اساس ، ل : - « نظم » . مج : شعر . د : بيت .
( 2 ) . مر : يك و .
( 3 ) . اساس : نبود .
( 4 ) . م : - « و اسباب » .
( 5 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « و اضرار » .
( 6 ) . ل : حد .
( 7 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : مقدور .
( 8 ) . م : + نا .
( 9 ) . م : تصرف و ضبط . مر : - « و ضبط » .
( 10 ) . مر : مختلف . ل : - « مخالف » .
( 11 ) . اساس ، م ، مر ، ل : آواز .
( 12 ) . د : - « مشتمل » .
( 13 ) . م ، مج ، مر ، ل ، د ، ده : نمودند .
( 14 ) . م ، ل : - « دريافت » .
( 15 ) . د : پيشگاه .
( 16 ) . مج : بدغه .
( 17 ) . م : متوجه .