نبودند ، جناب حكمت پناه « 1 » مزبور به تنهايى ارتكاب علاج نموده ، ذات مقدّس پيرايهء صحت پوشيد و در مرتبهء اخير تا شال و خيارج « 2 » متوجه شده به جوارح معلّمه و دام كومه ، كلنگ بسيارى صيد « 3 » فرمودند « 4 » و در اثناى سوارى و جولان يكران باد عنان را خطايى رسيده ، از مركب مانند فيوضات آسمانى « 5 » بر زمين نزول فرمودند .
در آن دم چه توان گفت كه بر غلامان و فدويان « 6 » كه پروانهء آن شمع ابد فروغند چه گذشت ، اما به حمد اللّه و المنّه كه به فحواى « 7 » مصراع : « 8 »
« فرشتهات به دو دست دعا نگهدارد »
آن داهيهء « 9 » عظمى « 10 » و واقعهء كبرى « 11 » به خير و خوبى گذشت و گزندى به آن ذات كاملة السجيات « 12 » نرسيد .
بعد از مراجعت ، ايلچيان پادشاه اروس « 13 » را كه در درگاه جهان پناه بودند به انعامات و خلاع گرانمايه سرافراز ساخته ، رخصت انصراف ارزانى داشتند و خاندانقلى سلطان ، حاكم سابق دورق به ايلچى گرى اروس مخصوص گشت .
شرح امورى كه در بصره در اين « 14 » سال روى نموده « 15 »
هم در آن اوان كه دار السلطنهء قزوين مخيّم سرادقات « 16 » اجلال بود اختلال در احوال حاكم بصره بهم رسيده ، به نيروى انتساب اين دودمان خلافت مكان به اندك وقتى « 17 » به اصلاح آمد .
تفصيل اين اجمال آنكه حسين پاشا ولد على پاشا « 18 » كه از زمان افراسياب جد مومى اليه ممالك بصره در تصرف ايشان بود و در حقيقت والى و
هامش
( 1 ) . م ، ل ، د ، ده : مآب .
( 2 ) . ل : خبارح . د : خباح . ده : خيارح .
( 3 ) . ده : صيدى .
( 4 ) . مج : نمودند .
( 5 ) . اساس : الهى .
( 6 ) . ل : خادمان .
( 7 ) . اساس : به فحوى .
( 8 ) . اساس ، ده ، ل : - « مصراع » . مر : ع .
( 9 ) . مج : واهب .
( 10 ) . ل : كبرى .
( 11 ) . ل : عظمى .
( 12 ) . م ، مج ، ل ، د : الصفات .
( 13 ) . م : پااروس .
( 14 ) . مر : در اين سال در بصره .
( 15 ) . مج ، د : « عنوان » سفيد است .
( 16 ) . م ، د : + جاه و .
( 17 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « به اندك وقتى » .
( 18 ) . ده : ياشا .