اعليحضرت ظلّ رحمن « 1 » اعتماد الدولة العليّة العالية الخاقانيه كه خليفهء مكتب خانهء فطرت است « 2 » با وجود كثرت اشغال « 3 » ديوان و توغّل اشتغال بدان در مبادى اوقات استراحت چنانچه ناگزير ابناى نوع انسان « 4 » است كه تا بردن خواب متوجه « 5 » تصحيح امورى كه در خاطر جلوهگر آيد مىباشند متوجه اختراع آلتى كه مغنى از اسطرلاب بوده ، جامع كثرت منافع و قلّت مؤنت آن باشد گرديدند و آنچه به دفعات و تدريج ديدهء بصيرتشان از لوح عقل كل در اناى ليالى ديجور به روشنايى شمع شعور مطالعه « 6 » مىفرمودند ، « 7 » على الصّباح همعنان خورشيد به ميانجى عبارات رايقه « 8 » پرتو فيض به روزن اسماع اهل اين فن مىانداخت و با وجود مهارت مستمعان و جودت ذهن « 9 » ناظران از غايت دقت مطلب ، « 10 » محتاج به تكرار استماع مىبودند تا آنكه بعون اللّه صورت اتمام يافت . از جمله زيادتى كه اين نادره مجموعهء غرايب را بر اسطرلاب « 11 » حاصل است و خامهء قاصر بيان تعهد احصاى اندكى از بسيار آن مىتواند نمود آن است [ كه ] ارتفاع قمّهء جبال شامخات و اعلام راسيات و اعتلاى سموك « 12 » جدران مرصوصة البنيان « 13 » بدون تشخيص مسقط الحجر و تقعير « 14 » اوديه « 15 » و آبار و قرب و بعد مسافت و كمّيّت علو ثوابت و سيّارات به محض رؤيت از اين ابنيهء « 16 » حقايق نما و به محض ديدن بى « 17 » تجشم حساب و نشان كردن كتاب معلوم مىگردد « 18 » و اگر اين امر غريب را نيز از نتايج اقبال بيزوال اعليحضرت ظلّ ذو الجلال « 19 » شمارند روا است ، چه در عهد هيچ يك از اساطين سلاطين « 20 » مولودى چنين از امهات افكار فحول رجال كه آباى كمالند در وجود نيامده ؛ اميد كه همواره آثار افزونى و برترى اقبال اين سلطان بيهمال در تزايد و كوكب بخت اعادى
هامش
( 1 ) . مج : الهى . ل : اللّهى .
( 2 ) . مج : فطرتاند . ل : - « است » .
( 3 ) . م : اشتغال .
( 4 ) . مج : ايشان .
( 5 ) . د : - « متوجه » .
( 6 ) . م : معاينه .
( 7 ) . م : مىفرموده .
( 8 ) . ل : دايقه . مج : رابقه .
( 9 ) . ل : زهن . د : ظن .
( 10 ) . م : - « مطلب » . ل : طلب .
( 11 ) . مج : اصطرلاب .
( 12 ) . ل : شموك .
( 13 ) . اشاره است به قرآن كريم : 61 / 4 .
( 14 ) . د : تعصير .
( 15 ) . مج : ادوبه . د : ادويه .
( 16 ) . مج : آيينه .
( 17 ) . مج : - « و به محض ديدن بى » .
( 18 ) . ل : نمىگردد .
( 19 ) . مج : ذى الجلال .
( 20 ) . مج : - « سلاطين » .