خوانين « 1 » اطراف و اكناف باشد .
به شهادت كتب سير و اخبار سلف به ثبوت مىپيوندد « 2 » كه هيچ يك از فرماندهان ازمنهء سابقه « 3 » را بخشايندهء سعادات « 4 » دارين ، اين توفيق ارزانى نداشته و هيچ فردى از افراد كامجويان لواى داد بخشى « 5 » به اين عنوان كه كافّهء انام از آن استقلال نمايند ، نيفراشته ؛ تا دست ضعيفان به دادن عرايض دراز است ، اقويا را ايادى تسلط كوتاه و تا نقاب حجاب حجّاب از چهرهء خورشيد « 6 » فروزان دادگسترى مرتفع گشته ، روز ستمگران سياه است . به مقتضاى ظليّت حضرت « 7 » رحمن ، افراد انسان را چنان كه عرض مطالب به جناب كبريا به سهولت به حصول مىپيوندد ، اداى مقاصد به خسرو كامكار « 8 » ميسّر و رسيدن به منتهاى امانى و آمال راتبهء مقرر است .
توجه رايات نصرت آيات به شكار كلنگ « 9 »
در اوقاتى كه دار السلطنهء قزوين موقف رايات ظفر آيات بود دو نوبت به شكار كلنگ متوجه بلوكات دار السلطنهء قزوين « 10 » شده در دفعهء نخست مزاج همايون را از رهگذر تصرف هوا انحرافى روى نموده مراجعت فرمودند و به حسن تدابير صحت مآثر ، « 11 » حكمت و حذاقت پناه ، جالينوس زمان و انيس « 12 » خلوت سراى « 13 » قرب و اختصاص [ گ 229 ب ] حضرت ظلّ رحمن ، صاحب دريافت و ديد ، حكيم « 14 » محمّد سعيد قمى طبيب ، رفع آن عارضه شد . چون حكمت و حذاقت پناه ، جالينوس اقليم حذاقت و محمّد زكرياى « 15 » جهان حكمت ، باريافتهء بزم اختصاص سرور خسرو صاحب « 16 » ديهيم ، ميرزا محمّد حسين حكيم برادر بزرگوار حكمت پناه مزبور ، « 17 » روانهء زيارت بيت اللّه « 18 » الحرام شده در دربار اقبال حاضر « 19 »
هامش
( 1 ) . مج ، مر ، ل ، د ، ده : خوانين و سلاطين .
( 2 ) . د : اخبار سلف سابق مىپرداختند .
( 3 ) . مر : سالفه .
( 4 ) . مج ، مر ، د : سعادت .
( 5 ) . د : افراد ابناى روزگار را بخشى .
( 6 ) . م : - « خورشيد » .
( 7 ) . د : - « حضرت » .
( 8 ) . د : كامكارى .
( 9 ) . مج ، د : « عنوان » سفيد است .
( 10 ) . م : مزبور .
( 11 ) . مج : تأثير .
( 12 ) . ل : رئيس .
( 13 ) . د : - « خلوت سراى » .
( 14 ) . م ، ل ، د ، ده : ميرزا . مج : - « حكيم » .
( 15 ) . مج ، ل ، ده : ذكريا .
( 16 ) . مر : - « صاحب » .
( 17 ) . م ، مج ، د ، ده : مومى اليه .
( 18 ) . ده : - اللّه .
( 19 ) . م : - « حاضر » .