تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
تحقيق چگونگى سلوك « 1 » آن مست بادهء غفلت به اسم امناى دار السلطنهء تبريز كه به تيول او مقرر بود صادر شده ، قليجان بيگ غلام خاصّهء شريفه به تفتيش آن « 2 » مأمور گرديد و رقم ديگر به اسم امرا و حكام و عمال خراسان شرف صدور يافته ، ابراهيم بيگ غلام خاصّهء شريفه « 3 » بدين خدمت نامزد گرديد و در اندك فرصتى حقيقت ، « 4 » حقّيّت مظلومان به اضعاف مظاعف آن از طرفين معروض گرديد و آن مدبر بداختر به پاداش اعمال ناصواب خود « 5 » گرفتار آمده ، از منصب معزول و در قلعهء الموت محبوس شد و حكم همايون به نفاذ پيوست كه آنچه از هر كس به خلاف حساب ستاده « 6 » باشد بعد از ثبوت ، از اموال او بازدهند و بيجن برادرزادهء او نيز كه در دار السلطنهء تبريز به سنت « 7 » عمّ خود دكان ظلم گشوده بود به رفاقت عم خود محبوس « 8 » گشت و عيسى « 9 » برادر او نيز كه سردار خراسان و ميراب دار السلطنهء اصفهان و در سلوك ناخوش ، برادر اعيانى عليقلى « 10 » مزبور بود « 11 » مغضوب گشته ، [ گ 229 آ ] مقرر شد كه به قلعهء كلاب برند و قبل « 12 » از آنكه به قلعه رسد ، به اجل طبيعى سالك طريق فنا گرديد و از وقوع اين امر به تازگى صيت مظلوم نوازى و رعيت‌پرورى اين خسرو عدالت گستر به اطراف و جوانب انتشار يافت و نهال آمال ضعيفان در چمن اميدوارى پنجه درهم تافت « 13 » و هم در آن اوقات « 14 » بر ذمّت همت « 15 » عدالت پرور لازم گردانيدند كه در ايّام هفته سه روز ديوان عدالت فرموده ، « 16 » يك روز آحاد لشكر و افراد حشر و بندگان و غلامان به عرض مطالب و حصول مآرب مستفيض گردند و يك روز رعايا و برايا و مظلومان و ملهوفان ممالك محروسه ، مطالب خود را به عرض رسانيده از چاشنى مظلوم نوازى و ظالم گدازى شيرين كام شوند و يك روز مخصوص گذرانيدن پيشكشهاى ملوك و سلاطين و
هامش
( 1 ) . مر : - « سلوك » . ( 2 ) . اساس : به اين امر . ( 3 ) . ل : - « شريفه » . د : - « خاصّهء شريفه » . ( 4 ) . مج : - « حقيقت » . ( 5 ) . اساس ، مر : - « خود » . ( 6 ) . مر : ستانده . ( 7 ) . م ، د : به سبب . ( 8 ) . م ، مج ، مر ، ل ، ده : مخصوص . ( 9 ) . مج : + خان . ( 10 ) . مج : + خان . ( 11 ) . اساس ، مر : ناخوش از او در پيش بود . ( 12 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : پيش . ( 13 ) . د : بافت . ( 14 ) . مر : ايّام . ( 15 ) . د : + فرموده ، يك روز آحاد لشكر . . . ( 16 ) . مج : فرمايد .