بعد از ورود و دخول دار السلطنهء قزوين و آراستن شاهد آن ملك به پيرايهء تزيين ، « 1 » همه روزه از طلوع آفتاب جهانتاب « 2 » تا وقت ضحى « 3 » اوقات شريف صرف ملاحظهء عرض عساكر نصرت مآثر مىفرمودند . الحق انجام اين كار بر آزمودگان وقايع ليل و نهار بسيار دشوار بود ، چه ديدن عرض لشكر ظفر « 4 » اثر از مقولهء شمارهء قطرات امطار « 5 » و امواج درياى زخّار ممتنع مىنمود و باوجود اين معنى ارقام اشرف به هريك از محال ممالك محروسه نيز صادر شده و جمعى را مقرر فرموده [ گ 228 ب ] بودند كه از ايلات « 6 » و احشامات « 7 » جمعى را كه قابليت ملازمت داشته باشند « 8 » به نظر كيميا اثر رسانند و فوجى بسيار و گروهى بى شمار از اين رهگذر نيز بهم رسيده بود .
آن برگزيدهء رحمن و خالق انس و جان به نفس نفيس متوجه گرديده به حقيقت احوال آحاد « 9 » لشكر و افراد عسكر « 10 » رسيده ، عرايض و مطالب ايشان را به نظر امعان ملاحظه نموده ، « 11 » هريك را فراخور خدماتى كه از ايشان به منصهء ظهور رسيده بود مشمول عنايات « 12 » خسروانه مىفرمودند « 13 » و در اثناى ملاحظهء عرض سپاه ، به مقتضاى عدالت « 14 » و رعيتپرورى به حقيقت احوال رعايا و برايا نيز رسيده ، داد عدالت و مظلوم نوازى مىدادند و چون عرايض اكثر سپاه و رعايا ، مشتمل بر ظلم و تعدى و سلوك ناهنجار « 15 » على قليخان سپهسالار بود و اكثر اوقات غريو و فغان شاكيان او به مسامع جاه و جلال « 16 » مىرسيد و از آنجا كه ظالمان مظلوم نما كه با وجود ستمكارى در لباس ستمديدگان « 17 » درمىآيند بسيار « 18 » مىباشد ، به مقتضاى شيمهء كريمهء احتياط كه ستوده و پسنديدهء ارباب دريافت است ، رقم اشرف به جهت
هامش
( 1 ) . م : ترمئين .
( 2 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : جهان آرا .
( 3 ) . اساس : صبحى . د : صبح .
( 4 ) . م : نصرت .
( 5 ) . اساس : مطر .
( 6 ) . اساس : يلات .
( 7 ) . د : احشامات و ايلات .
( 8 ) . اساس ، مج : باشد .
( 9 ) . د : آحاد احوال .
( 10 ) . م ، ل ، د : عساكر .
( 11 ) . م : فرمودند .
( 12 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : انعامات .
( 13 ) . د : مىنمودند .
( 14 ) . د : عدالت مظلوم نوازى مىدادند . . .
( 15 ) . اساس : - « ناهنجار » .
( 16 ) . م ، ل : + باريافتگان بارگاه .
( 17 ) . د : - « در لباس ستمديدگان » .
( 18 ) . د : - « بسيار » .