تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
شعر « 1 »
مژده قزوين را كه شد رايات منصور آشكار * نوبهار « 2 » ديگر آمد ، رفت اگر « 3 » فصل بهار نى « 4 » غلط زين مژده فصل رفتهء گل بازگشت * تا بگيرد بو ز گرد راه شاه كامكار داشت گويا روز استقبال ، شه را در نظر * بوى گل وقتى كه شد بر باد نوروزى سوار « 5 » روز اول كرد قزوين جبر نقصانهاى خويش * همچو مخمورى كه يك جامش برآرد از خمار « 6 » چون زليخا از دعاى مستجاب يوسفى * عمر از كف رفته بازآمد به دست اين ديار خاست « 7 » قزوين روز استقبال شاهنشه ز خاك * بسكه شد ز آمد شد مردم بلند از جا « 8 » غبار اعتبار افزود مردم را ز « 9 » گرد راه شاه * آبرو شد بر رخ هر كس كه بنشست اين غبار « 10 » مىرود بالا دعا و فيض نازل مىشود * كارگاهى گشته گردون بسته بر وى پود و تار

شرح وقايع ايّام توقف « 11 » دار السلطنهء « 12 » قزوين و ديدن سان « 13 » عساكر نصرت قرين « 14 »

هامش
( 1 ) . م ، مج ، مر : نظم . ل : - « شعر » . د : بيت . ده : منظومه . ( 2 ) . د : نوبهارى . ( 3 ) . اساس : گر . ( 4 ) . مر : بى . ( 5 ) . ل :« روز اول كرد قزوين جبر نقصانهاى خويش * همچو مخمورى كه يك جامش برآرد از خمار » .( 6 ) . ل :« داشت گويا روز استقبال ، شه را در نظر * بوى گل وقتى كه شد بر باد نوروزى سوار » .( 7 ) . مر ، ل ، د : خواست . ( 8 ) . اساس : از حد . ( 9 ) . م : از . ( 10 ) . ده : - « اين بيت » را . ( 11 ) . د : - « توقف » . ( 12 ) . م : - « دار السلطنه » . ( 13 ) . م ، د : عرض . مر ، ل : - « سان » . ( 14 ) . مج : « عنوان » سفيد است .