مراجعت واقع شد و « 1 » دو سه روز در باغ عباس آباد توقف نموده بىآنكه داخل دار السلطنهء اصفهان شوند ، « 2 » متوجّه مازندران بهشت نشان گرديدند و امر فرمودند كه شيران را همراه آورند كه در شكارگاههاى « 3 » آن ملك دلپذير كه مشحون « 4 » به صنوف وحوش و انواع بهايم است ، ملاحظهء شيوهء صيدافكنى آنها كرده شود و در هر منزل به سير « 5 » و شكار « 6 » اشتغال نموده [ مصراع ] :
« به ساعتى كه تولّا كند بدان « 7 » تقويم »
داخل مازندران گرديدند و در آن مكان نزهت « 8 » بنيان هر روز به سير « 9 » و شكار و كشيدن ساغرهاى « 10 » سرشار و تماشاى باغ و بهار بزم افروز و طرب اندوز بودند تا آنكه روزى از روزها به خاطر اقدس خطور نمود كه چون اسبان را تاب و توان حمل شيران نيست كه به طريق يوز در شكارگاهها « 11 » همراه باشد و نيز آميزش شير و اسب مقدور نه ؛ محفّها بر روى گردونهها ترتيب نموده « 12 » همراه داشته باشند و مدتى بدين عنوان [ گ 219 آ ] به شكارگاهها برده ، همه وقت از ملاحظهء صيدافكنى آنها طريق نشاط و انبساط مىسپردند و چون گاهى « 13 » عبور گردونهها از آب و گل دشوار بود ، امر اشرف از معدن نفاذ « 14 » صدور يافت كه محفّهء شيران را بر روى فيلان كوه بنيان كه در حين فتح « 15 » دار القرار قندهار به حيطهء تصرف درآمده نصب نمايند كه همه وقت همراه باشند « 16 » و چون راقم اين داستان غرايب « 17 » نشان نيز به نيروى بندگى از باريافتگان بزم قرب و حضور و همه اوقات « 18 » ملتزم ركاب منصور مىباشد ، بىشايبهء اغراق و ارتكاب استغراق هرگز شكارى بدين خوبى و صيدى بدين مرغوبى در عرض « 19 » ايامى « 20 » كه سايه مثال دنبالهدار « 21 » موكب جاه و جلال است و همه روزه
هامش
( 1 ) . م ، ل : شده .
( 2 ) . د : شود .
( 3 ) . مج : شكارگاه . د : شكارگاهى .
( 4 ) . ل : مشهون .
( 5 ) . ده : به صيد .
( 6 ) . اساس : سير و شكار و كشيدن ساغرهاى سرشار و . . .
( 7 ) . د : تولا بدان كند .
( 8 ) . اساس ، ده ، مج ، مر : نزاهت .
( 9 ) . م : صيد .
( 10 ) . مج : ساغر .
( 11 ) . د : شكارها .
( 12 ) . مر : داده .
( 13 ) . م ، مج ، مر ، ل ، ده : بعضى اوقات . د : بعضى از اوقات .
( 14 ) . م : نفوذ .
( 15 ) . م ، ل : + قلعه .
( 16 ) . مج : باشد .
( 17 ) . م ، مر ، ل ، ده : غرابت .
( 18 ) . مر : وقت .
( 19 ) . د : عوض .
( 20 ) . م : آيامى .
( 21 ) . م ، مج ، ل : دنباله رو . مر ، د .