اين خسرو كيخسرو غلام « 1 » نيز از مفترضات است .
تفصيل « 2 » اين اجمال آنكه روزى در حين توجه موكب مسعود به « 3 » شكار ، بىسروپايى به زبان بىزبانى معروض داشت كه مبلغى از مال ديوان كه به تحويل « 4 » لله بيگ و ملايم بيگ مقرر بوده ، به رسم مساعده بازيافت نموده و به سبب ضيق حال و كثرت عيال قادر بر اداى آن وجه نيست و محصلان [ گ 213 ب ] ديوانى مطالبهء آن مىنمايند و از اين جهت در دام عتاب و شبكهء اضطراب گرفتار است ، بر زبان وحى ترجمان گذرانيدند كه مجموع وجهى « 5 » كه از تحويل لله بيگ و ملايم بيگ متوجه مردم است و مطالبهء آن مىنمايند چه مبلغ است ؟ اركان دولت قاهره معروض داشتند كه مجموع وجه مزبور قريب به سيصد « 6 » هزار تومانى مىشود كه به تحصيل محصّلان مقرر شده كه به وصول رسانند و اكثر آن جماعت « 7 » به صفت « 8 » ثروت و مكنت موصوفند . چون ضمير ارجمند و نيّت بلند شاهنشاهى به آن راضى نمىشد كه كام آرزوى جمعى از شهد انغام شيرين ، طبع گروهى از زهر مرارتآمود ياس ، اندوهگين باشد ، تمام آن وجه را كه سرمايهء معمورى خزاين چندين پادشاه صاحب دستگاه تواند بود ، به تخفيف و تصدق مقرر « 9 » فرمودند و به ناخن همت گره از كار عالمى گشودند . اميد كه پيوسته سحاب احسان اين ظلّ رحمن از درياى بىپايان الطاف الهى مايهدار « 10 » و تا گردى از اين خاكدان باقى است ، بر مفارق جهانيان گوهربار باد .
فوت مرحمت پناه « 11 » ميرزا حبيب اللّه صدر ممالك محروسه « 12 » و تفويض امر مزبور به صدارت و سيادت پناه « 13 » ميرزا محمّد مهدى « 14 » ولد مرحمت و مغفرت پناه « 15 »
هامش
( 1 ) . م : علام .
( 2 ) . ده : تفضيل .
( 3 ) . م : - « مسعود به » .
( 4 ) . د : تحصيل .
( 5 ) . ده : مالى .
( 6 ) . د : به صد .
( 7 ) . م ، مج ، ل : - « آن جماعت » .
( 8 ) . م ، ل ، د ، ده : راضى به آن .
( 9 ) . مج : « مقرر » تكرار شده است .
( 10 ) . مج : پايهدار .
( 11 ) . م : مرحوم مج : مرحوم مغفور . مر : فوت + غفران پناه . د : - « مرحمت پناه » .
( 12 ) . م ، مج : - « ممالك محروسه » .
( 13 ) . مج : - « به صدارت و سيادت پناه » .
( 14 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : ميرزا مهدى .
( 15 ) . م ، مج ، ولد مرحمت پناه مومى اليه . مج : ولد او .