ظلّ رحمن « 1 » بود ، از راه اسفرايين « 2 » و جاجرم متوجه مقصود شدند « 3 » و چند روز چمن رادكان ، « 4 » مضرب سرادقات « 5 » عظمت و اجلال « 6 » گشته ، از سير الوان « 7 » رياحين آن سرمنزل « 8 » و ملاحظهء آبشار قريهء اخلوند ، عشرت اندوز گرديدند . اميد كه پيوسته كوكب دولت اعادى قرين و بال و خورشيد عالم افروز اقبال اين خديو فرخ « 9 » فال بر وسط السّمآء جاه و جلال طالع و لامع « 10 » باد .
وقايع متنوعه " 1060 "
در اين سال مرتضى قلى خان قورچى باشى به جهت « 11 » بعضى حركات كه از او صادر شده بود ، مغضوب و محبوس گرديد و مرتضى قلى خان سپهسالار در عوض مشاراليه به رتبهء « 12 » قورچى باشىگرى سرافراز گرديد و سپهسالارى ايران به عليقلى خان « 13 » تفويض يافت « 14 » و بعد از انقضاى سفر خير اثر و ورود رايات نصرت آيات به دار السلطنهء اصفهان پيربوداق خان را از ايالت تبريز و بيگلربيگى گرى آذربايجان معزول فرموده ، « 15 » منصب مزبور نيز علاوهء سپهسالارى مشاراليه شد .
شرح انعام بيكران اعليحضرت ظلّ رحمن « 16 » به خان اخلاص نشان اللّه ويرديخان ميرشكارباشى « 17 »
چون ايزد جهان آرا كه گنجور خزانهء حكمت « 18 » بالغهاش ، طلاى دست افشان پرتو خورشيد را به دامن محتاجان كوى امكان بىدريغ مىافشاند ، به مقتضاى عنايت
هامش
( 1 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « اعليحضرت ظلّ رحمن » .
( 2 ) . مر ، ده : اسفراين .
( 3 ) . ده ، در مقابل سطر از طرف شاه عباس دوم ، دو تصرف شده است . الف - دستور داده است شرح ورود را به اصفهان مفصلا مذكور سازد . ب : « به ذو الفقار خان است ، مذكور سازد » .
( 4 ) . مج : زادكان .
( 5 ) . م ، مج ، ل ، ده : سرادق .
( 6 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « و اجلال » .
( 7 ) . مج : ايوان .
( 8 ) . م : مجددا . د : مجدد . ل ، د ، مج : مجدد و .
( 9 ) . م : فرح .
( 10 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « و لامع » .
( 11 ) . مر : به سبب .
( 12 ) . مج : مرتبهء .
( 13 ) . مر ، ده : بيگ .
( 14 ) . م ، ل : شد . اساس ، مر : تفويض يافت . پيربوداق خان را از ايالت . . .
( 15 ) . م ، مج : نموده .
( 16 ) . م : ظلّ الهى .
( 17 ) . م ، مج ، مر ، ل ، د : - « ميرشكارباشى » . ده : امير شكارباشى .
( 18 ) . د : - « حكمت » .