تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
ظلّ رحمن « 1 » بود ، از راه اسفرايين « 2 » و جاجرم متوجه مقصود شدند « 3 » و چند روز چمن رادكان ، « 4 » مضرب سرادقات « 5 » عظمت و اجلال « 6 » گشته ، از سير الوان « 7 » رياحين آن سرمنزل « 8 » و ملاحظهء آبشار قريهء اخلوند ، عشرت اندوز گرديدند . اميد كه پيوسته كوكب دولت اعادى قرين و بال و خورشيد عالم افروز اقبال اين خديو فرخ « 9 » فال بر وسط السّمآء جاه و جلال طالع و لامع « 10 » باد .

وقايع متنوعه " 1060 "

در اين سال مرتضى قلى خان قورچى باشى به جهت « 11 » بعضى حركات كه از او صادر شده بود ، مغضوب و محبوس گرديد و مرتضى قلى خان سپهسالار در عوض مشاراليه به رتبهء « 12 » قورچى باشىگرى سرافراز گرديد و سپهسالارى ايران به عليقلى خان « 13 » تفويض يافت « 14 » و بعد از انقضاى سفر خير اثر و ورود رايات نصرت آيات به دار السلطنهء اصفهان پيربوداق خان را از ايالت تبريز و بيگلربيگى گرى آذربايجان معزول فرموده ، « 15 » منصب مزبور نيز علاوهء سپهسالارى مشاراليه شد .

شرح انعام بيكران اعليحضرت ظلّ رحمن « 16 » به خان اخلاص نشان اللّه ويرديخان ميرشكارباشى « 17 »

چون ايزد جهان آرا كه گنجور خزانهء حكمت « 18 » بالغه‌اش ، طلاى دست افشان پرتو خورشيد را به دامن محتاجان كوى امكان بىدريغ مىافشاند ، به مقتضاى عنايت
هامش
( 1 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « اعليحضرت ظلّ رحمن » . ( 2 ) . مر ، ده : اسفراين . ( 3 ) . ده ، در مقابل سطر از طرف شاه عباس دوم ، دو تصرف شده است . الف - دستور داده است شرح ورود را به اصفهان مفصلا مذكور سازد . ب : « به ذو الفقار خان است ، مذكور سازد » . ( 4 ) . مج : زادكان . ( 5 ) . م ، مج ، ل ، ده : سرادق . ( 6 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « و اجلال » . ( 7 ) . مج : ايوان . ( 8 ) . م : مجددا . د : مجدد . ل ، د ، مج : مجدد و . ( 9 ) . م : فرح . ( 10 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « و لامع » . ( 11 ) . مر : به سبب . ( 12 ) . مج : مرتبهء . ( 13 ) . مر ، ده : بيگ . ( 14 ) . م ، ل : شد . اساس ، مر : تفويض يافت . پيربوداق خان را از ايالت . . . ( 15 ) . م ، مج : نموده . ( 16 ) . م : ظلّ الهى . ( 17 ) . م ، مج ، مر ، ل ، د : - « ميرشكارباشى » . ده : امير شكارباشى . ( 18 ) . د : - « حكمت » .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 511 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق