تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
جنود مسعود ملحق مىگردد و تسويهء صفوف قتال « 1 » نموده با امراى عظام در قلب لشكر منصور « 2 » ايستاده ، نظر عليخان را كه حسب الرقم به چرخچيگرى « 3 » معين بود ، پيش فرستاده ، امير آخورباشى « 4 » را به كومك او تعيين مىنمايند و پيربوداق خان پرناك بيگلربيگى آذربايجان را با بعضى از امرا و قورچيان عظام به طرف راست و غلامان خاصّهء شريفه را با جمعى « 5 » از امرا به جانب چپ مقرر مىدارند . اتفاقا در آخر همان روز تقارب فأتين « 6 » و تلاقى فريقين واقع شده ، بين الجانبين آتش محاربه اشتعال مىيابد . امير آخورباشى « 7 » به اتفاق شاهين آقا و قراباش بيگ و جانى بيگ يوزباشى « 8 » غلامان و نجف قلى بيگ ولد قزاق خان و ساير جماعت ، بر سپاه مخالف حمله‌آور گشته ، نقد جلادت و مردانگى را به سكّهء ثبوت ، مسكوك مىسازند و در اثناى گير و دار اسب پيربوداق خان به ضرب سهام مخالفين « 9 » از پاى درآمده ، آن تيره‌روزان هجوم كرده ، دست تهور برمىآورند . پيربوداق خان پاى ثبات افشرده ، « 10 » با جمعى از مبارزان ، كفايت « 11 » شرّ اعدا نموده ، « 12 » سوار اسبى كه در كتل داشته مىگردد و در اين اثنا سارو خان طالش حاكم « 13 » آستارا « 14 » با جماعت طالش به حمايت پيربوداق خان ، سبك عنان گشته ، به حملات متواتره « 15 » عقد جمعيت آن گروه خذلان پژوه « 16 » را پراكنده مىسازند . بالأخره به ميانجى شب ديجور كه به حمايت هم رنگان خود در ميان مىآيد ، از طرفين دست از جدال داشته ، « 17 » به آرام جاى رجوع مىنمايند . جماعت جغتاى « 18 » را از ملاحظهء اين جرأت و
هامش
( 1 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « قتال » . ( 2 ) . م ، ل ، د ، ده : - « منصور » . ( 3 ) . اساس : به چرخچيگرى امرا و قورچيان عظام به طرف راست و غلامان خاصّهء شريفه را . . . م : چرخچيگرى معين بود پيشتر فرستاده . ( 4 ) . د : مير آخورباشى . م : امير آخور خاصّهء شريفه . ( 5 ) . د : بعضى . ( 6 ) . م ، ل : فئتين . ( 7 ) . ده : آخورباش . ( 8 ) . ده : يوزباش . ( 9 ) . ده : مخالفان . ( 10 ) . م : - « پاى ثبات افشرده » . ( 11 ) . م : باكفايت . ( 12 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : ايشان كرده . ( 13 ) . م ، ل : - « حاكم » . ( 14 ) . مج : استرآباد . مر : استاره . ( 15 ) . م ، مج ، ل ، د : متواتر . ( 16 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « خذلان‌پژوه » . ( 17 ) . مر : بازداشته . ( 18 ) . د : جيغتاى . ده : چقتاى .