تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
بندگى نموده ، كامياب خدمت گرديدند و از ابتداى محاصرهء آن گروه مخذول تا حين مراجعت به جهت آنكه سپاه نصرت‌پناه در اطراف ممالك خراسان منتشر بودند و جمعيت ايشان و رفتن به قندهار به جهت بعد مسافت به زودى ميسّر نمىگرديد ، به مدّت چهار « 1 » ماه كشيد و الحق در عرض مدت محصور « 2 » محراب خان « 3 » بيگلربيگى دار القرار قندهار كمر جد و اجتهاد بر ميان جان « 4 » بسته ، با وجود تابش آفتاب و گرمى هواى آن ملك كه رگ سنگ را مانند نبض بيمار در اضطراب مىآورد ، به نفسه متوجه هر فردى از افراد قلعه گشته ، روزى يك مرتبه بر دور قلعه كه قريب يك فرسخ است مىگرديد و آنچه لازمهء تيقّظ « 5 » بوده « 6 » باشد ، به عمل مىآورد و در عرض ايّام محاصره مقرر داشته بود كه سدّ ابواب قلعه ننموده ، به دستور معهوده « 7 » بازگذارند ، « 8 » تا آنكه به فحواى صدق انتماى
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
« 9 » ده روز قبل « 10 » از مراجعت آن گروه ، به اجل طبيعى بدرود جهان گذران نموده ، نقد « 11 » جان را نثار رضاجويى اعليحضرت ظلّ اللّهى « 12 » نمود و از غرايب امور آن‌كه در عرض ايامى كه محراب خان فوت شده و قلعه محصور [ گ 211 ب ] بود ، به يمن اقبال بى زوال اين خسرو « 13 » بى همال ، خللى در اركان قلعه دارى به هم نرسيد و آن جماعت ، با جهان جهان سعى « 14 » و كوشش ، خايب و خاسر بى نيل مقصود مانند زحل ، راجع « 15 » گرديدند و بعد از وقوع آن فتح مبين « 16 » بيگلربيگىگرى دار القرار قندهار به اوتار خان غلام خاصّهء شريفه « 17 » مرجوع و به ذو الفقار خان موسوم گرديد و شوق متنزّهات دار السلطنهء اصفهان چون « 18 » عنان تاب عزيمت اعليحضرت
هامش
( 1 ) . ل : چهارده . ( 2 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : مزبور . ( 3 ) . ده : مهرانجان . ( 4 ) . م ، ل : - « جان » . ( 5 ) . اساس ، م ، مج ، مر : تيقط . ( 6 ) . مج : - « بوده » . ( 7 ) . م ، مر ، ل ، د ، ده : معهود . ( 8 ) . ده : بازگذاردند . ( 9 ) . قرآن كريم : 3 / 185 و جاهاى ديگر . ( 10 ) . م ، مج : بعد . ( 11 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « نقد » . ( 12 ) . م ، د : ظلّ الهى . ( 13 ) . د : - « بى زوال اين خسرو » . ( 14 ) . د : آن جماعت از چنان سعى و . . . ( 15 ) . ل : راهج . ( 16 ) . م ، ل ، د ، ده : + چون شوق . ( 17 ) . مج : خاصّهء شريفه چون شوق متنزهات . م : فتح مبين چون شوق متنزها دار السلطنهء اصفهان . . . ( 18 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « چون » .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 510 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق