سوادخوانان الواح ظاهر را كه بىسوادان نقوش باطناند از خواندن و دريافتن مضمون آن كتاب الهى اطلاعى نيست . برخى كه به طبابت نفوس مطمئنه « 1 » و ادمان معجون رضا و تسليم در تداوى مرض جهل مركّب كوشيده ، اين علت عسر « 2 » العلاج را بسيط نمودهاند ، بدون آنكه از علت به معلول انتقال نموده باشند ، ساكن بيت المعمور اطمينان مىباشند ؛ و گروهى كه از نادانى در افزايش آن مرض مزمن « 3 » كوشيدهاند ، چهرهء خيال را به ناخن فكر محال مىخراشند و همواره سالكان طريق « 4 » اطلاع « 5 » را اين نعل وارون بر شبديز تفكر بسته و نقش انديشه مانند نقش نگين هرچند در ظاهر معكوس نمايد و در واقع درست نشسته است و معلّم دبستان حكمت الهى خضر نبى - على نبيّنا و آله و عليه السلام « 6 » - كه خوانندهء « 7 » صحايف پيچيدهء غيب بود ، در حين مرافقت پروانهء شمع قرب يزدان ، موسى بن « 8 » عمران - على نبيّنا و عليه السلام « 9 » - بدين آيين طى طريق تعليم مىنمود « 10 » و هر نقشى كه به خامهء « 11 » دانش از آن كتاب مكتوم بر لوح ظهور منقوش مىساخت ، چون شاهدان انديشه از پرتو تعارف عارى بود ، هر دم مورد اعتراضى « 12 » تازه مىگرديد « 13 » و در اين هنگام اين خضر طريق خداشناسى كه به معلمى فطرت ذاتى خواناى پشت و روى اوراق مكون « 14 » و بروزند از آنجا « 15 » [ گ 208 آ ] كه ارباب ظاهر هرگاه عارجان معارج دولت را متحلى به زيور زهد و صلاح « 16 » و خوارق عادات « 17 » بينند ، اين گروه و الا را از راهزنى شبهات و قصور « 18 » مدارك ، جالس سرير امامت دانسته ، در ورطات « 19 »
هامش
( 1 ) . مر : مظمنه .
( 2 ) . د : عسير .
( 3 ) . د : - « مزمن » .
( 4 ) . ل : اتحاد .
( 5 ) . ده : - « اطلاع » .
( 6 ) . مر : على نبينا و عليه السلام . م : - « على نبينا و آله و عليه السلام » . مج ، ل ، د ، ده : عليه السلام .
( 7 ) . ده : خوانند .
( 8 ) . ده : - « بن » .
( 9 ) . م ، مر : السلم .
( 10 ) . قرآن كريم : اشاره است به سورهء يوسف ، آيات 73 تا 77 .
( 11 ) . ل : كه چامهء .
( 12 ) . م ، مج ، ل : اعتراض .
( 13 ) . مر : گرديدند .
( 14 ) . ل : مكنون . ده : كمون .
( 15 ) . مر : انجام .
( 16 ) . اساس : - « و صلاح » .
( 17 ) . م ، مج ، مر ، ل : عادت .
( 18 ) . ل : تصور .
( 19 ) . ده : و رطلات .