پيوسته ضمير آسمان پيوند ، خواهش آن داشت كه نخست آن آوارهء بيداى حدّ خودشناسى را تنبيه و تأديب « 1 » نموده ، « 2 » بعد از آن عطف عنان عزيمت به صوب مقصود نمايد و از آنجا كه تصرف و تسخير « 3 » اين ملك دلپذير ، اهم و حصول آن در ارتقاى شهرت گيتى ستانى بر مدارج صاحبقرانى اتم بود ، تنبيه آن گروه را به عهدهء اقبال بيهمال نموده ، عنان « 4 » كميت خوشخرام همت به صوب اين مقصد اسنى « 5 » و مطلب عليا معطوف داشتند ، و در اثناى محاصره معروض گرديد كه آن مخذول به تيغ بى دريغ « 6 » اجل به ياسا رسيده ، شيرازهء جمعيت تركمانان از هم گسسته ، سرگشته به وادى تفرقه گشتهاند . زهى دولت بلندپايه و حبذّا « 7 » اقبال آسمان [ گ 207 ب ] پيرايه كه اين قسم امور عظيمه « 8 » كه در نظر ظاهربينان از غايت صعوبت و دشوارى در پلّهء ممتنعات « 9 » و محالات است به محض توجه باطن قدسى مواطن و ضمير الهام پذير بىارتكاب فرستادن سپاه و استعمال تير و شمشير ، ساخته و پرداخته مىگردد .
اميد كه هميشه بخت بيدار اين خسرو والاتبار جوان و دشمنان « 10 » اين دولت ابد توأمان قرين خذلان و خسران باشند . « 11 »
شرح افتتاح « 12 » ابواب « 13 » عيش و « 14 » باده گسارى اعليحضرت ظلّ اللّهى « 15 » " 1059 "
محرمان تتق اسرار و رموزخوانان صحايف استار كه از باليدن برگ گل در خلوت غنچه و از بستن بار ثمر در بند اشجار خبر دارند ، به نيرنگى انديشه و جادوكارى خيال دقت « 16 » پيشه ، هرگاه تصوير امرى بر صحيفه « 17 » ظهور « 18 » نمايند ، چون « 19 »
هامش
( 1 ) . ل : تأديب و تنبيه . ده : تنبيه و تأديت .
( 2 ) . د : - « نموده » .
( 3 ) . د : تسخير و تصرف .
( 4 ) . اساس : - « عنان » .
( 5 ) . د : اسنا .
( 6 ) . اساس ، مر : - « بى دريغ » .
( 7 ) . مج : ارجمند .
( 8 ) . م : عظيم .
( 9 ) . مر : ممشعات .
( 10 ) . ده : بدخواهان .
( 11 ) . م : + آمين رب العالمين . د : + به حق محمّد و آله .
( 12 ) . مج : اقتباس .
( 13 ) . مج : انوار .
( 14 ) . م ، ل : مجلس . مر : عشرت و .
( 15 ) . م ، مج ، مر ، ل ، ده : ظلّ بارى . د : ظلّ الهى .
( 16 ) . ل : فرقت . اساس ، مر ، مج : وقت .
( 17 ) . م : صفحه .
( 18 ) . م : + جلوه .
( 19 ) . اساس : بر . ل : جود .