تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
للّه الحمد و المنه كه اگرچه به حسب ظاهر فايت نعمت عديم البدل مجالست و ادراك صحبت است « 1 » امّا پيوسته در عالم معنى ابواب اين بوستان بر چهرهء قلوب دوستان گشاده و اسباب مكالمه غايبانه كه به سفارت نامه و زبان دانى خامه حاصل مىگردد ، آماده است « 2 » اميد است كه همواره شاهراه ائتلاف و اتحاد باز و دست حصول مآرب بر اين بوستان بى خزان دراز باد . بعد از انطباع نقوش مودّت و ولا بر مرآت ضمير خورشيد « 3 » ضيا كه از اشراقات غيبى مستضئ و مستنير است ، « 4 » بر لوح ابلاغ مىنگارد كه چون از آغاز عروج معارج دارايى ايران و ارتقاى « 5 » مدارج عنايات « 6 » رحمن پيوسته در خاطر حق شناس و ضمير حقانيت اساس مركوز بود كه ديدهء شوق را از خاك آستانهء مقدسهء منورهء عرش درجهء سدره مرتبهء حضرت امام الجن و الانس - عليه و آبائه السلام - روشن سازد « 7 » و بنابر كثرت مشاغل جهانبانى و شواغل كشورستانى از احراز اين سعادت عظمى و عطيهء كبرى محروم « 8 » مىبود . در اين ايّام سعادت انجام كه از مهام كلى و جزئى « 9 » آن حدود بالكليه فراغت حاصل گرديد ، مناسب چنان نمود كه ربقهء « 10 » همت و الا نهمت را از ربقهء اين [ گ 205 ب ] دين واجب الادا آزاد ساخته ، به اين تقريب پژوهش احوال ساكنان خراسان « 11 » نيز كه به سبب بعد مسافت مستقر خلافت ، از استفاضهء انوار عنايت « 12 » شامله چنانچه شايد بهره‌ور نگرديده بودند ، « 13 » به نوعى كه مقتضى عدالت كامله باشد ، كرده شود و در حين ورود اين ديار به جهت رعايت قرب جوار و ارتباط و التيام آباى والاتبار لازم دانست « 14 » كه به ارسال صحيفه‌اى كه مذكّر « 15 » شيوهء ستودهء « 16 » دوستى و اتحاد قديم باشد ، محرك سلسلهء ارتباط گردد و چون مبيّن
هامش
( 1 ) . د : صحبت و ادراك محال است . ( 2 ) . م : - « آماده است » . ( 3 ) . م : - « خورشيد » . ( 4 ) . مج : - « و مستنير است » . ( 5 ) . مج : و ارتقاى . ل : و ارتفاع . ( 6 ) . م ، ل : + حضرت . ( 7 ) . مج ، م ، ل ، د ، ده : - « حضرت امام الجن و الانس عليه و آبائه السلام » . ( 8 ) . م : محرومى . ( 9 ) . م : جزوى . ( 10 ) . د : ربقهء دين واجب . . . ( 11 ) . د : - « خراسان » . ( 12 ) . د : عنايات . ( 13 ) . ده : بود . ( 14 ) . مج : داشت . ( 15 ) . د : مركوز . ده : مذكور . ( 16 ) . اساس : مر : - « ستوده » .