هندوستان است رسانيده ، نگذارند كه فردى « 1 » از افراد انسان « 2 » نسبت به ايشان نقصان و خسرانى واقع شود « 3 » و شاديخان به هدايت توفيق ربّانى و راهنمايى تأييد « 4 » حضرت سبحانى ، توطن بستان سراى ايران و خاكروبى آستان ملايك پاسبان اختيار نمود .
در آن روز غزلى مناسب اين فتح مشتمل بر اين معنى به خاطر راقم « 5 » رسيده بود ، « 6 » ثبت افتاد :
غزل « 7 »
كسى را شاهد فتحى بدينسان كم به دست آمد « 8 » * كه ملك قندهار و دولت خرم به دست آمد
ز شادى همچو رنگ ميكشان در پوست مىرقصم « 9 » * كه جام بىخمارم از دل بى غم به دست آمد
به فرمان نگه شد عشوهء سبزان « 10 » گندم گون * عنان شوخى آن رهزن آدم به دست آمد « 11 »
چو زلف شاهدان هند « 12 » ار نمودى سركشى گاهى * به حمد اللّه سر آن طرّهء درهم به دست آمد « 13 »
شكايت نيست كس را بعد ازين از گردش گردون « 14 » * كه از بس عام شد شادى ، دل عالم به دست آمد « 15 »
سپهر پير را سرمايهء عشرت مهيّا شد * سليمان جهان را ديو با خاتم به دست آمد
هامش
( 1 ) . ده : - « فردى » .
( 2 ) . مر : « انسان » تكرار شده است . د : ايشان .
( 3 ) . د : نشود .
( 4 ) . مج : - « و راهنمايى تأييد » .
( 5 ) . م ، ل ، د : فاتر . مج : فايز . ده : فاطر .
( 6 ) . م : - « بود » .
( 7 ) . مج ، ده : نظم . ل : - « غزل » . د : بيت .
( 8 ) . مج : آيد .
( 9 ) . اساس : مىرقصد .
( 10 ) . مج : ميزان .
( 11 ) . اساس : - اين بيت .
( 12 ) . د : شد .
( 13 ) . مج : - اين بيت .
( 14 ) . م : گرون .
( 15 ) . اساس ، مر : - اين بيت .