ارزانى داريم و در نظر كارآگاهان دانش منش « 1 » و درستانديشان « 2 » نيكوروش ظاهر و روشن است كه قزلباش نصرت تلاش را از كشته شدن محابا و پروايى نيست و پرچم اعلام را بر طرهء مفتول « 3 » شاهدان چين و تتار و رايحهء دماء دشمن را بر نكهت نسيم بهار ترجيح مىدهند و مع هذا وفور جيوش قاهره و كثرت جنود باهره « 4 » به مرتبهاى است كه حصر آن بر خيال دورانديشان « 5 » متعسّر و احاطهء تعداد آن به دستيارى اعداد لايتناهى متعذّر است و معدودى چند كه به معاضدت ايشان در داشتن اين چار « 6 » ديوار استظهار دارد ، در برابر سپاه ايران چون نسبت قطره به دريا و ذره به خورشيد جهان آرا است و شرح فتح قلعهء مباركهء ايروان در زمان نوّاب خاقان رضوان مكان « 7 » و استخلاص آن ملك دلپذير از ايادى « 8 » تصرف روميان كه به كثرت لشكر و عدّت سپاه زبان زد جهانيانند ، « 9 » به مسامع پير و جوان رسيده خواهد بود و پيداست كه اين تودهء خاك را به ميانجى آن چند روزى پاى ثبات و قرار افشردهاند ، « 10 » در پيش حملات اين جيش منصور كه با صدمات امواج بحار و شورش سيلاب بهار ، دم مساهمت و لاف مساوات مىزند ، پاى ثبات و ياراى قرار نيست و عن قريب بعون و عنايت الهى اين مشت گل به نيروى آتش دستى و خانه براندازى جرأت سرشار غازيان نصرت شعار كه همگى نقد « 11 » جان بر كف ، مترصّد فرمانند و صدمات توپهاى اژدها صولت اژدر « 12 » مهابت كه زمين را از تصادم ايشان خلل [ گ 203 ب ] در اركان و بروج قلعه كه مانند بروج چرخ « 13 » گردان در دوران است « 14 » از هم « 15 » ريخته و پاشيده ، آفتاب آمال از افق سعادت و اقبال طالع و لامع خواهد گرديد . « 16 » يقين كه طرفين ، اطاعت و عصيان و وقوع سود و نقصان آن را ملاحظه نموده ، به روشنايى شمع خرد ، خود را
هامش
( 1 ) . د : كارآگاهان بينش .
( 2 ) . م : راست انديش .
( 3 ) . مج : مقتول . ل : فضول .
( 4 ) . ل : - « و كثرت جنود باهره » .
( 5 ) . م : دورانديش .
( 6 ) . مج ، ل : چهار .
( 7 ) . م ، مج : مكانى .
( 8 ) . مج : ابادى .
( 9 ) . مج : جهانيان است .
( 10 ) . م ، ل : فشردهاند .
( 11 ) . مج : - « نقد » .
( 12 ) . ده : اژدها .
( 13 ) . د : - « چرخ » .
( 14 ) . م : دارد در آن است .
( 15 ) . ل : بيم .
( 16 ) . ل : بود .