تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
مبين به درگاه جهان پناه رسيد « 1 » و فرمان اشرف نفاذ يافت كه پردل « 2 » خان و تبعهء او را از قلعه بيرون آورده به درگاه فلك پيشگاه آورد و سارو خان طالش ، « 3 » سردار لشكر ظفر اثر خراسان كه به تسخير « 4 » قلعهء زمين داور مأمور بود ، عريضهء سيد « 5 » اسد اللّه خان ، كوتوال قلعهء زمين داور را به درگاه جهان پناه فرستاده بود . مضمون آنكه از جملهء فرمان‌برداران « 6 » امر و الا و بندگان درگاه « 7 » معلى است ، چون قلعهء مزبور از توابع دار القرار قندهار است ، بناچار تا فتح قلعهء مزبور بنابر حفظ ظاهر ، مهلت مىخواهد كه بعد از تشخيص ، « 8 » قلعهء مزبور را بلاعذر « 9 » تسليم نمايد . در جواب كوتوال مزبور ، مقرر شد كه سارو خان بردن سيبه و جر را موقوف [ گ 201 ب ] دارد و نگذارد كه احدى از آحاد قلعهء مزبور ، تردّد و آمد و « 10 » شد نمايد و منتظر فرمان باشد كه بدانچه مقرر شود ، به عمل آورد و با امراى عظام كه به محاصرهء قلعهء قندهار اشتغال داشتند ، قدغن « 11 » فرمودند كه در قلع و قمع بروج و بارهء قلعه سعى نمايند و آن خدمت سگالان فرمان پژوه « 12 » كه به ضرب تيغ درخشان تاراج تمكين « 13 » كوه مىنمايند ، « 14 » در امتثال فرمان يك دل و يك زبان گشته ، در وقتى كه چشم بخت « 15 » عدو در خواب و ديدهء فتنه انگيزى بيدار بود ، آتش افشانى دشمن را باد انگاشته ، صرصر آسا « 16 » به صوب بروج و بارهء قلعه در حركت آمدند و از طرفين نيران جنگ و جدال در اشتعال آمد . از آن جا كه خس را پيش آتش سوزنده مجال ثبات « 17 » و خاشاك را نزد تمّوج دريا پاى قرار نيست ، مخذولان محصور « 18 » فرار بر قرار « 19 » اختيار نموده ، از حصار شيرحاجى به اصل بدن پناه بردند و صحت بدن و زندگى دو روزه را
هامش
( 1 ) . د : رسيده . ( 2 ) . د : پرذل . ( 3 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « طالش » . ( 4 ) . اساس : مستخير . ( 5 ) . مر : - « سيد » . ( 6 ) . م ، ل : مطيعان . ( 7 ) . مج : - « درگاه » . ( 8 ) . م : تسخير آن . ( 9 ) . مر : - « بلاعذر » . د ، ده : بلاغدر . ( 10 ) . مج : - « آمد و شد » . ( 11 ) . مج : غدغن . ( 12 ) . مج : برده . ( 13 ) . مج : به مشكين . ( 14 ) . مج : مىكنند . ( 15 ) . د : بد . ( 16 ) . م : آب . ( 17 ) . م : ثبوت . ( 18 ) . م : محصوران مخذول . ( 19 ) . مج ، مر ، د : قرار بر فرار .