بنازم « 1 » به آن آتش خوب رو « 2 » * كه اين داغ زيباست هندوى او « 3 »
ز كوهش كه از وى شفق زاده است * فلك ساغرى از « 4 » خم باده است
ره بينش اينجا ز حيرت گمست « 5 » * كه خورشيد خشت سر اين خمست « 6 »
انگشت نما بود ، توجه مىفرمودند « 7 » و چون تنظيم و تنسيق اسباب توپخانه و قورخانه و آذوقه « 8 » كه در عرض ايام محاصرهء قلعه ، « 9 » وفا به عساكر نمايد ، « 10 » از لوازم بود ، قلندر سلطان چولهء تفنگچى آقاسى را به جهت ملاحظهء يراق توپخانه روانهء مشهد مقدس معلّى نمودند و محمد بيگ بيگدلى به جهت بيرون كردن شتر از محال قريبهء « 11 » عراق ، روانه گرديد و مبلغ پنج هزار تومان از خزانهء عامره ، تحويل محمدقلى خان چغتاى ، « 12 » حاكم سابق ايروان شد « 13 » كه از محال مشهد مقدس و توابع و دار السلطنهء هرات و فراه « 14 » و سيستان ، غلّه ابتياع نمايد و در همان ايام سرهاى كفرهء گرجستان و ولد طهمورث با اعلام و كرنا « 15 » و ساير « 16 » اسباب ايشان به نظر اشرف رسيد و بعد از جمعيت سپاه انجم شمار كه فضاى « 17 » زمين بر ازدحام ايشان تنگ « 18 » و اقدام پيك انديشه از طىّ طول و عرض آن لنگ بود ، « 19 » از بسطام به قصد زيارت آستانهء مقدسه ، از راه ييلاق كالپوش كه به وفور آب و علف اتّصاف دارد ، در حركت آمدند . الحق آن « 20 » طريق دقيق كه از فراز و نشيب اعلام شامخات و جبال راسيات
هامش
( 1 ) . مر : نيازم .
( 2 ) . م ، ل : خوبروى .
( 3 ) . ل : اوى .
( 4 ) . م : زان .
( 5 ) . م ، د : گم است .
( 6 ) . م ، ل ، د : خم است .
( 7 ) . مر : - « انگشت نما بود ، توجه مىفرمودند » .
( 8 ) . م : آزوقه .
( 9 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « قلعه » .
( 10 ) . د : - « نمايد » .
( 11 ) . مج ، ل : قريه .
( 12 ) . مج ، ده : چقتاى . مر : جغتاى .
( 13 ) . مج : - « شد » .
( 14 ) . مج : فره .
( 15 ) . مج ، د : كرهّنا .
( 16 ) . اساس : - « ساير » .
( 17 ) . ده : فزاى .
( 18 ) . م : + بود .
( 19 ) . م : - « بود » .
( 20 ) . مر : - « آن » .