ز پر چشمگى بود آن كوهسار * ز سر تا به پا « 1 » همچو ابر بهار
درو سبزه از رفعت مرز و بوم * چو مژگان بود گرد چشم نجوم
ز جوش گل از بس درو نيست « 2 » جا * نيايد « 3 » از آن كوه بيرون صدا
چسان لب تواند به افغان گشاد « 4 » * كه از داغها لالهاش سرمه داد
سر تيغ كوهش بر ميغ بود * برو كهكشان جوهر تيغ بود
چه گويم ز سيرابى « 5 » آن هوا * [ گ 194 ب ] كه از وى چو گوهر درخشد صفا
شفقهايش از بس بود مهرفام * برآيد دو صد صبح از جيب شام
چو گل كز لب جوى سر بركشد * ز جيب شفق آفتابى دمد « 6 »
پى نوعروس جهان چرخ زال * سفيداب بيزد ز والاى آل
ز موج هوا لالهء مىپرست * تو گويى كه شمعيست در دست مست
هامش
( 1 ) . م : « ز سر تا به پا » تكرار شده است .
( 2 ) . م ، ل : در آن نيست .
( 3 ) . د : نيامد .
( 4 ) . م : چسان لب به افغان تواند گشود . مج : چنان لب به افغان تواند گشود .
( 5 ) . مر : سرابى .
( 6 ) . م : دهد .