تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
تومان نقد و پانصد تومان اجناس لايقه [ گ 138 آ ] به استقبال مشاراليه مأمور گشت و نامهء همايون « 1 » مشتمل بر عنايت بىكران و دلجويى مومى اليه از مكاره زمان در قلم آمد و چون قبل از ورود امام قلى خان به درگاه فلك بنيان قضيهء ناگزير نوّاب خاقان رضوان مكان روى نموده ، در حين جلوس ميمنت مأنوس ، ادراك اين سعادت مشاراليه را ميسّر گشت ، لهذا شرح آمدن او در ذكر احوال خجسته مآل اعليحضرت صاحبقران رقم زدهء خامهء فصيح البيان مىگردد . و در اين سال حكيم الملك موسوم به حكيم نظام الدين ايلچى پادشاه والاجاه دكن به اتفاق امام قلى بيگ كه به رسم حجابت به آن حدود رفته بود ، آمده به آستان بوس فايز شد و نامهء مشتمل بر اظهار و اخلاص و يكجهتى با تنسوقات بىكران گذرانيد . و ايلچى اسفنديار خان والى اورگنج و ايلچى لوند خان والى داديان به اتفاق معينا محمدا ، وزير رستم خان والى كارتيل با پيشكش‌هاى لايق به خدمت رسيد و به نوازشات اختصاص يافته ، مراجعت نمودند . و در همين سال قابل آقاى ، ايلچى سلطان ابراهيم به جهت استقرار مبانى مصالحه با سوغات فزون از تعداد و اسبان تازىنژاد وارد گشته موجب الطاف شاهانه شد و مقرّر گرديد و ميرزا تقى اعتماد الدوله و امراى عظام بر سبيل تناوب محافل جشن آراسته ، مشاراليه را ميهمانى نمايند و بعد از مدتى كه از عنايت و انعامات شاهانه محظوظ و بهره‌مند گرديد ، رخصت انصراف يافته ، مقصود سلطان خلفا به رسالت از طرف قرين الشرف نوّاب خاقان رضوان مكان معيّن گشت . و سلطان جلال الدين پادشاه زادهء ملك بدخشان نيز در اين اوان به خدمت رسيده در سلك بندگان درگاه انتظام يافت . از امراى عظام شاهويردى خان حاكم لر كوچك و خليل خان بختيارى به هوس دريافت زمين بوس اشرف به درگاه جهان پناه آمده در خدمت اكسير خاصيت كامياب بندگى مىبودند . شبى از شب‌ها كه شاهويردى خان در بزم ارم تزيين تردماغ نشأهء بادهء رنگين و الطاف [ گ 138 ب ] شهريار روى زمين ، به منزل خود مراجعت مىنمايد و در اثناى
هامش
( 1 ) . متن : هميون