تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
همواره استرداد دار القرار قندهار و توابع آن ملك فسيح الفضا مركوز خاطر اقدس و طبع مقدّس بود و در اين وقت كه پادشاه روم تجديد اساس مصالحه كرده خاطر از آن طرف بالكليه [ گ 137 ب ] جمع بود ، بنابراين فرامين نفاذ آيين و ارقام و مناشير اطاعت قرين به اسم بيگلربيگيان و امرا و حكّام و قورچيان عظام و غلامان نصرت فرجام و تفنگچيان و ساير ملازمان و عموم يساقچيان و ايلات و اويماقات به تأكيد تمام عزّ صدور يافت كه در موعد معيّن در خراسان نزد رستم خان سپهسالار و بيگلربيگى آذربايجان جمعيت نمايند و مقرّر گرديد كه عيسى بيگ يساول صحبت برادر سپهسالار مزبور روانهء دار السلطنهء تبريز گشته به امر نيابت او قيام نمايد و رستم خان با سپاه نصرت پناه بر جناح استعجال روان گشته منتظر ورود موكب مسعود باشد ؛ و مقرر گشت كه هريك از عساكر منصوره كه هميشه كشيك نبوده در درگاه جهان پناه حاضر باشند به منازل خود رجوع نموده ، تهيهء اسباب سفر كرده در نزد رستم خان حاضر و به غير از هميشه كشيك و فردى از افراد توقف ننمايند . و در اين ايام از شعشعهء صبح سعادت فرجام جلوس ميمنت مأنوس اعليحضرت ظلّ رحمن كه رايد كاروان فروغ آفتاب عالمتاب ظهور اين دولت ابد توأمان است چشم جهان بين امام قلى خان والى تركستان از پيرايهء بينايى و حليهء روشنايى عارى گشته ، بدين جهت امور سلطنت و ملكدارى آنجا روى در اختلال نهاده و ندر محمد خان برادر خود را كه به حكومت ولايت بلخ و آن حدود قيام داشت طلب كرده ، عروس سلطنت را در عقد او درآورده و خود به قصد زيارت مكّهء معظّمه عازم درگاه فلك اشتباه گرديد ؛ و قبل از دخول به محالّ ممالك محروسه ، ندرمحمد خان بنابر اغوا و اغراى مفسدين از فرستادن مشاراليه پشيمان گشته ، جمعى را معيّن فرمود كه مومى اليه را تعاقب نموده بازگردانند و امام قلى خان از غدر برادر آگاه گشته از مرتضى قلى خان قاجار كه در آن وقت بيگلربيگى مرو بود استمداد نموده ، مرتضى قلى خان جمعى از عساكر خود را به استقبال مشاراليه فرستاد كه كومك او بوده ، مشاراليه را به مرو رسانند و حقيقت مقدمات مزبور را معروض پايهء خلافت مصير گردانيد و از دربار اقبال خاندان قلى بيگ ذو القدر يساول صحبت با مبلغ يكهزار
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 303 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق