تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
تفنگچى وزير حسن خان بود ، حسب الامر اعلى روانهء هرات گشت كه مشاراليه را به درگاه معلّى آورد ؛ و بعد از ورود مشاراليه در عوض قلى خان به رتبهء قورچيگرى شمشير سرافرازى يافت و نظارت دواب به بابا بيگ عنايت شد . و در اين سال به سبب ادمان شراب مزاج وهّاج اشرف از منهج اعتدال منحرف گشته اكثر اوقات صاحب فراش مىبودند و يك نوبت كه به قصد شكار لنجان در حركت آمده ، عمارت مباركهء گرسكان مقرّ رايات نصرت آيات بود ، عارضه اشتداد يافته به نيروى معالجهء اطباى خاصّهء شريفه روى در تناقص نهاد و به محفّه به مقرّ خلافت آمده هر به چند روز بازنكسى واقع مىشد و از رهگذار فصدهاى زياده از اندازه كه طبيبان چاره منحصر در آن مىدانستند ، بنيهء مبارك را ضعف تمام عارض گرديد .

سوانح يونت ئيل سنهء هزار و پنجاه و دو ، سال چهاردهم جلوس

تحويل نوروز اين سال را در اصفهان نموده ، چون عزيمت پادشاهانه بر استرداد قندهار رسوخ يافته بود با وجود ضعف و نقاهت به قصد سفر در حركت آمدند و بعد از ورود طيبهء كاشان بنابر افراط شرب اقداح راح كه در حين ورود ارتكاب فرمودند بيمارى عود نمود ، صاحب فراش گرديدند و با وجود افراط فصدهاى سابق حكيم احمد كه در آن وقت به طبابت ذات اقدس اختصاص داشت جرأت فصدهاى متعدد نمود و مزاج اقدس را تاب آن نماند و سير رياض هميشه بهار جنت را بر جلوس مسند شاهنشاهى و بالش جهان پناهى اختيار فرمودند . خلايق از وقوع اين داهيهء عظمى همگى چون دانهء گندم [ تن ] از لباس قشر عارى كردند « 1 » و از قيد جامه با سينه‌هاى چاك برآمدند و به آتش اضطراب بر تابهء جگر سوختگى بنياد [ گ 139 ب ] فرياد و فغان و زارى نمودند ، چون قيام قيامت و رستاخيز محشر بعينه مشاهده مىگرديد به اميد اعادهء روح آن راكب اعناق سلاطين جان بندگان از آميزش تن بالكليه قطع علاقه نمىنمودند و سوگواران را بدان جهت در ابدان چون مرغ بسمل حركت مذبوحى باقى بود ، حكم ناخن بر رخسار و سينه روان گشت و در
هامش
( 1 ) . متن : كرد