شريفه به جوار رحمت ايزدى پيوسته ، خدمت مزبور [ گ 137 آ ] به عليقلى بيگ ولد قرچغاى خان مفوّض گرديد .
سوانح
از آثار قدرت يزدان كه ظاهربينان شدت فروغ خورشيد درخشان و تفسيدن زمين و هبوب بادهاى وزان را به سبب آن مىدانند در اين سال در حدود طبس گيلكى ، من اعمال خراسان ، سانح گشته باد سموم كه هرگز در سنوات سابق رسم نبوده كهنسالان نشان ندادهاند ، وزيده موازى پنجاه نفر بدين سبب بدرود جهان گذران نمودند و در حدود تبريز و ده خوارقان زلزلهء عظيمى روى نموده ، دوازدههزار نفس از زن و مرد و خرد و بزرگ به سبب هدم عمارت و ردم ابنيه در نقاب تراب نهفته و در بسيارى از مزارع و قراى آن حدود ساكن دارى و نافخ نارى نماند .
به تواتر و توالى استماع شد كه در يكى از قراى آن ديار قبل از وقوع اين امر عظيم شخصى از مردم ده مىبيند كه روباهى به تعجيل تمام گريزان و خرگوشى در دنبال او دوان است . از وقوع اين امر عجيب متعجب شده فرياد برمىآورد كه چنين امرى هرگز متصوّر نبود ، مشاهد مىگردد و اهل آن قريه از صغير و كبير به تماشاى آن امر عجيب از منازل بيرون مىروند و بعد از بيرون رفتن ايشان شروع به زلزله شده تمامى عمارات آن ده منهدم مىگردد و بدين وسيله هيچ يك از اهل آن ده را آسيبى نمىرسد . و همچنين شنيده شد كه در ده ديگر دو طفل با يكديگر جنگ مىنمودهاند و به سبب حمايت اقوام آن دو طفل مناقشه به اهل محله و ده سرايت كرده ، چون محلّات را تاب گنجايى آن ازدحام نبوده به صحرا رفته ، شروع در مجادله مىنمايند ؛ و در اين اثنا زلزله واقع شده مردم آن قريه نيز سالم مىنمايند .
« سبحان من خلق الارض و السّماء و بيده ازمّة الاشياء » .
سوانح سنهء ئيلان ئيل هزار و پنجاه و يك سال سيزدهم جلوس
تحويل نوروز اين سال را به عيش و نشاط و خرّمى و انبساط در دار السلطنهء اصفهان نمودند . و در اين سال نيز اخترى از آسمان سلطنت طلوع نمود و چون